-
۲۳ اکتبر ۲۰۲۴
چهارشنبه 2 آبان 1403 14:58
- به نظر میاد پروازم کنسل شده . مسافرت رو میشه یه کم دیرتر رفت اما کلا نگران وضع بی ثبات اون منطقه هستم . - برای زمانهایی که میخوام استراحت کنم یه مستند ۹ قسمتی از نتفلیکس شروع کردم به اسم Turning Point که معنی لغویش میشه نقطه عطف . خیلی جالبه و تا حالا که همش در مورد جنگ سرد بوده ولی قسمت سوم کودتای ۲۸ مرداد و...
-
16 اکتبر 2024
چهارشنبه 25 مهر 1403 21:36
- همه چی به روال سابقه به جز اینکه دل رو زدم به دریا و بلیط ایران گرفتم خیلی خیلی دلم برای ایران تنگ شده و از انتظار برای ویزای مامان و بابا هم خسته شدم . مرخصی هام هم که نمیشد به سال بعد انتقال داد گفتم میرم و جمع و جور میکنم و یه مقدار دکتر میبرمشون و کارهاشون رو انجام میدم بعد وقتی ویزاشون اومد یک هفته ای میرم و...
-
۹ اکتبر ۲۰۲۴
چهارشنبه 18 مهر 1403 12:55
- داریم به اون مرحله حساس : چه غلطی کردم امتحان ثبت نام کردم نزدیک میشیم و من میزنم تو سر خودم . تازه پروژه هام رو راه افتادن و اونا رو هم باید کار کنم . - کار شرکت مثل روال سابقه و کار میکنیم اما چون آدمهای خیلی خوبی هستن و محیط سمی نیست اصلا فشاری حس نمیکنم و با آرامش دارم کارم رو انجام میدم . - یکی دوبار که اینجا...
-
2 اکتبر 2024
چهارشنبه 11 مهر 1403 21:59
- کماکان در وضعیت حسساس کنونی هستم و خیلی گرفتارم . کلاسهام برای فکر کنم دو هفته قطع شد که درس بخونیم و بعد دوبار کلاس رفع اشکال داریم و بعد امتحانه . کللللی هم کار دارم بعداز امتحان که الان میخوام بهش فکر نکنم . - دیروز که خبر حمله رو شنیدم بعدش شونه ام درد گرفت . شایدم ربطی نداشت نمیدونم ولی درد هی شدید و شدید تر شد...
-
۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴
دوشنبه 2 مهر 1403 10:47
- پروژه ای که من دارم روش کار میکنم یه معدنه . یه بار داشتم روی یه ساختمونش کار میکردم . چیزی مثل کلینیک که تو نیروگاههای ایران داشتیم ولی اینجا اسمش ER and Rescue building بود . اون موقع حتی دیدن اون کلمه Rescue حالم رو بد کرد که ممکنه توی این معدن تو عمق زمین کسی گیر بیفته و باید برای نجاتشون برن . خبر معدن طبس رو...
-
10 سپتامبر ۲۰۲۴
دوشنبه 19 شهریور 1403 15:37
اتفاق خاصی نیفتاده جز اینکه خیلی سرم شلوغه . یه مقدار کارم کمتر شد رفتم سراغ درس تا دوباره کار زیاد بشه و دوماه دیگه امتحان رو که بدم از درس خلاص میشم . ویزای مامان و بابا نیومده و حسابی کلافه ام . بهترین اتفاق این مدت این بود که کالج پسرم شروع شده و داره کلاساش رو میره . از اونطرف هم قراره نصف هفته سر کار هم بره ....
-
اول سپتامبر 2024
یکشنبه 11 شهریور 1403 15:48
- اتفاق خاصی نیفتاده . بالاخره برای رفرنسی که شده بودم بهم زنگ زدن و فرمش رو برام ای میل کردن . با زوم با رضا حرف زدم و موارد رو با هم چک کردیم که مورد خاصی هم نبود ولی خیلی خندیدیم . آخه وقتی که با هم همکار بودیم من مثلا خواهر رضا بودم و برای همسرش خط و نشون میکشیدم و مثلا خواهر شوهر بازی در میاوردم . اون روز هم تماس...
-
17 آگست 2024
یکشنبه 21 مرداد 1403 21:03
- توی یکی از شرکتهای قبلی یه آقای ایرانی همکارم بود . اسمش رو میگذارم رضا . چندین سال از من کوچیکتر بود و دانشگاهی که درس خونده چند رتبه از من پایینتر محسوب میشد . این آقا چند سال سابقه کار کانادایی بیشتر از من داشت ولی خیلی خیلی وارد تر از من به قوانین شهرداری و کدهای ساختمانی بود . من هر سوالی داشتم ازش میپرسیدم و...
-
11 آگست 2024
یکشنبه 21 مرداد 1403 20:42
- این هفته به سختی هفته قبل نبود اما خب بالاخره کارهای روتین وجود داشت . - به خاطر لانگ ویکند قبلی این هفته کوتاه تر بود و 4 روزه بود . از این 4 روز دو روش رو کلاس داشتم و تا اومدم خونه و یه استراحت کردم نشستم سر کلاسم . دو روزش هم رفتم شعبه دورتر شرکتم که بعد کار با همکارم کد ساختمانی رو بخونیم و دیر برگشتم خونه . و...
-
4 آگست 2024
یکشنبه 14 مرداد 1403 19:26
- هفته سختی رو گذروندم . خیلی سخت اما بد نبود و خوب تموم شد . سه شنبه از کار اومدم خونه بعد کلاسم شروع شد و نشستم پای کامپیوتر برای کلاس . ساعت 9 کلاس تموم شد و نیم ساعت استراحت کردم و نشستم پای پروژه ام اما هر کاری میکردم طرح در نمیومد و خیلی روحیه ام رو خراب کرده بود . کارفرما چند تا عکس فرستاده بود که ما اینا رو...
-
27 جولای 2024
شنبه 6 مرداد 1403 20:43
- عجیب سرم شلوغه . کلاسهای آمادگی آزمونم شروع شده و دو روز در هفته از ساعت 6 تا 9 شبه و دیگه بعدش خیلی خیلی خسته ام . یک روز در هفته با همکارم می مونیم شرکت و کدهای ساختمانی رو با هم میخونیم . بقیه روزها هم که به کارهای خونه و یا خستگی میگذره . - پسرم رفته سر کار . هر روز میره و نسبتا دیر برمیگرده و خیلی خوشحال و راضی...
-
14 جولای 2024
یکشنبه 24 تیر 1403 21:15
- شرکت نمیدونم چکار کرده که دیگه با کامپیوترش نمیتونم به بلاگ اسکای وصل بشم . نه اینکه نتونم وبلاگ خودمو آپدیت کنم ، الان دیگه حتی نمیتونم وصل بشم و وبلاگ بقیه رو بخونم . بدبختیه - سر کار که میرم طبق معمول و دیگه رسما 4 روز کاری میرم شعبه نزدیک شرکت و یک روز میرم شعبه ای که دور هست و همون یک روز هم جونم در میاد ....
-
7 جولای 2024
یکشنبه 17 تیر 1403 15:05
- زندگی ادامه داره . باز پسرم نمیره سر کار که برام قابل پیش بینی بود اما هر روز میره بیرون و اگه نره خودم بهش یادآوری میکنم که خونه نباید بمونه . غیر از اینکه از بیرون رفتن بدش میاد و دوست داره همیشه خونه باشه از گرما و آفتاب هم به شدت فراریه و میدونم این مساله داره اذیتش میکنه . خوشحال نیستم ولی اگه بخاطر پیشرفتش...
-
30 جون 2024
یکشنبه 10 تیر 1403 16:09
- بیحالی و ضعفم کم کم داره بهتر میشه . هنوز خیلی پر انرژی نیستم اما خوبم . بویایی و چشاییم بهتر شده اما فکر نکنم کامل برگشته باشه . - پسرم چند روز رفت سر کار قبلیش . اونا کسی رو به طور ثابت نمیخوان ولی هروقت نیرو لازم دارن خبرش میکنن . دیگه فعلا از هیچی بهتره . یه منطقه ای تو تورنتو هست به اسم Distilliary district ....
-
20 جون 2024
پنجشنبه 31 خرداد 1403 21:24
- هفته گذشته شنبه و یکشنبه حالم خیلی بد شد . تقریبا هیچ کاری نمیتونستم بکنم و فقط توی تختم افتاده بودم . تنها کاری که خیلی آروم آروم تونشتم انجام بدم این بود که توی تخت کامپیوترم رو بگذارم روی پام و پرونده مامان و بابا رو پیش ببرم و تونشتم تمومش کنم ... هوراااا . امیدوامر زودتر جواب بدن و بتونن بیان . - توی همین دو...
-
15 جون 2024
شنبه 26 خرداد 1403 20:01
- چشمتون روز بد نبینه مریض شدم بدجوررررر . چهارشنبه از شرکت رفتم کلی گوشت و مرغ خریدم و اومدم خونه دیدم چه گلوم درد میکنه و تنم هم درد میکنه . فرداش نرفتم سر کار و گفتم از خونه کار میکنم ولی تا ظهر بیشتر نتونستم کار کنم و بقیه اش رو مرخصی گرفتم . جمعه صبح با همکارم تلفنی حرف میزدم گفت چطوری ؟ گفتم خوب نیستم گفت مطمئنی...
-
10 جون 2024
دوشنبه 21 خرداد 1403 11:43
- سه روز با بچه ها رفتیم مسافرت . جای دوری نبود یه شهر نسبتا نزدیک کنار یه عالمه دریاچه و ساحل . ساکت و تمیز و قشنگ . راه رفتیم ، رستوران رفتیم و خوابیدیم . خوب بود حتی توی راهش خیلی قشنگ بود و خوش گذشت . - تو همون شهر که بودیم یه همکلاسی دانشگاهیم که ونکوور زندگی میکنه بهم زنگ زد . هر چند وقت یکبار یه تلفنی میزنیم و...
-
3 جون 2024
دوشنبه 14 خرداد 1403 07:14
- یه جورایی خیلی گرفتارم البته بد نیست - کلاسهام خیلی وقت میبره و این جلسه آخر اونقدر که وقت برد مفید نبود و خیلی کلافه ام کرده ولی نمیتونم کلاسها رو نرم چون ممکنه جلسه بعدی مفید باشه . - یکشنبه صبح با دوستم قرار گذاشتیم تو کافی شاپ برای درس خوندن . یه کم درس خوندیم ، یه کم برنامه ریزی کردیم و بقیه اش حرف زدیم اما...
-
۲۶ می۲۰۲۴
جمعه 4 خرداد 1403 11:00
- بالاخره درمانی که کرده بودم جواب داد و بهتر شدم . خیلی ضعیف شدم و از اون طرف هم وزن اضافه کردم که دلیلی براش پیدا نمیکنم جز اینکه این مدت ورزش نکردم که خب معلومه موثره ولی واقعا نمیشد که ورزش کنم . الان هم دوستای هم ورزشیم رفتن ایران ولی تصمیم دارم پیاده روی کنم چون هوا فعلا عالیه . - کار شخصیم در حال انجامه ولی...
-
20 می 2024
دوشنبه 31 اردیبهشت 1403 06:42
- یادم نیست اینو براتون تعریف کردم یا نه ولی گفتنش حتی برای بار دوم هم بد نیست . - سالها پیش توی یه محیط کاری کارگاهی کار میکردم . تعدادمون کم بود و نهار رو همه دور هم میخوردیم . ما مشاور کارفرما بودیم . یه مهندس خیلی جوون تو گروه خود کارفرما بود . معلوم بود نه سواد زیادی داره نه پشتکاری و بعدا فهمیدیم بخاطر اینکه...
-
16 می 2024
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1403 14:22
- دوبار علی رو دیدم و احتمالا یه بار دیگه هم قبل رفتن میبینمش ولی صحبت جدی ای نشده و تا تابستون حرفی نمیزنم .فقط از معاشرت با هم لذت میبریم . - به پسرم گفتم که به خواهرت اینو گفتم در مورد سفارش غذا تو رستوران . گفت آره درست گفتی . گفتم اصلش اینه که شماها بچه هایی هستین که گوش میکنین خودم بودم گوش نمیدادم . نمیدونم چرا...
-
10 می 2024
جمعه 21 اردیبهشت 1403 11:46
- به لطف مولتی ویتامین و قرص آهن و زینک و شونصد جور دیگه تقویتی سر پا شدم . هنوز آزمایش خون ندادم البته دکترم گفت احتمال نمیدم کم خونی داشته باشی اما بهتره مطمئن بشیم . منم که روزی دوتا قرص آهن با دوز بالا میخورم و امیدوارم زودتر تموم بشه چون برخلاف مولتی ویتامین و بقیه عوارض داره . - دخترم به دوست پسرش (مکس ) گفته...
-
5 می 2024
یکشنبه 16 اردیبهشت 1403 21:15
- روزای خیلی بدی رو گذروندم . یک هفته مرخصی گرفتم و نرفتم سر کار . خودم از خودم بدم میومد که چقدر ناتوان هستم و نای هیچ کاری رو نداشتم اما خودمو میکشوندم برای کارهای خونه اونم فقط کارهای واجب تا بالاخره کار درمانی ای که باید انجام میدادم انجام شد و البته اونم بعد یک هفته جواب داد و من یک مقدار سر پا شدم . الان فکر...
-
28 آپریل 2024
جمعه 7 اردیبهشت 1403 10:46
- هستم ولی خسته ام :) - مشکل قبلی سلامتیم دوباره عود کرده و شرایط خوبی ندارم . به شدت بیحالم و خیلی ضعیف شدم . پیش دکترم رفتم و ازم پرسید با همین وضع سر میکنی یا اینکه به دکتر متخصص ارجاعت بدم ؟ گفتم حتما ارجاعم بده شرایطم خوب نیست . خب دکتر متخصص خیلی طول میکشه تا به آدم وقت بده و من گفتم هر چه زودتر اقدام کنم بهتره....
-
22 آپریل 2024
دوشنبه 3 اردیبهشت 1403 08:35
- برام مهم نیست چند تا سایبری خائن به ملت اینجا رو میخونن . کامنتهاشون هم تا وقتی توهینی به کسی نباشه تایید میکنم اما به نظرم کسی اگه یه جو عقل داشته باشه میفهمه که میلیارد خرج کردن برای اسلحه ای که اصلا عمل نکرده و جایی رو هم خراب نکرده ، افتخار کردن نداره . این دولت فقط باعث شرمساری و بدبختیه برای ملت ایران . - خودم...
-
15 اپریل 2024
چهارشنبه 22 فروردین 1403 09:44
- خیلی سر در گم و کلافه هستم با اینکه خیلی از کارهام رو انجام دادم . البته مساله اصلی اینه که پدرم حالش بده و هیچ کاری برای نمیتونم بکنم . بیشتر از 9 ماهه تقاضای ویزا کردم برای مامان و بابا و هنوز هیچ جوابی نگرفتم و اینم میتونه دلیل دیگه ای باشه که کلافه هستم . - چند بار راج رو دیدم و همونطور که فکرمیکردم شد . نچسبید...
-
8 اپریل 2024
دوشنبه 20 فروردین 1403 11:08
- درگیر کار هستم به شدت و روزهایی که از سر کار میرم جیم خیلی خسته میرسم خونه و هیچ کاری نا ندارم بکنم ولی خوشبختانه کارفرماهای صبوری دارم و الکی بهم فشار نمیارن برای کار . پروژه اول رو به یه جایی رسوندم و فرستادم . دومی رو پروزپوزال دادم و طرف یه مقدار سر قیمت چونه زد و منم قیمت رو آوردم پایین و پروپوزال رو درست کردم...
-
31 مارچ 2024
شنبه 11 فروردین 1403 05:53
- یه لانگ ویکند اومد که منم چقدر بهش احتیاج داشتم . البته اینجا تقریبا همه لانگ ویکندها جوری هست که دوشنبه تعطیله ولی این یکی چون مذهبی محسوب میشه نمیشه کاریش کرد و جمعه است . بله Good Friday داشتیم دیروز . - چهارشنبه شب خوب نخوابیدم و پنجشنبه طبق معمول رفتم سر کار و وقتی اومدم خونه خیلی خسته بودم و رفتم بخوابم . توی...
-
26 مارچ 2024
سهشنبه 7 فروردین 1403 08:48
- من نمیدونم حواسم کجاست اصلا سال نو رو تبریک نگفتم ، شرمنده . سال نوتون مبارک باشه - قبل سال نو توی گروه ایرانیهای شرکت گفتن که میخوان یه مراسم مختصری بگیرن . شرکت ما بزرگه و شعبه های مختلفی خیلی کشورها داره ولی 4 تا ساختمون توی همین اطراف و به فاصله های نزدیک داره و عده زیادی اینجا هستن که خب به تبعش تعداد ایرانی...
-
23 مارچ 2024
پنجشنبه 2 فروردین 1403 21:50
- از علی خبری نشد به غیر از تبریک سال نو که اونم متعجبم کرد چون دیگه حتی انتظار اون رو هم نداشتم منم رسمی جوابش رو دادم . - یه روز با راج حرف زدم و گفتم ما دوتا نوع مختلفی از رابطه رو میخواهیم و برای همین به جایی نمیرسیم اما اون به نظر میاد استاد فن مذاکره است و خیلی خوب میتونه بحث رو به دست بگیره و آدم رو قانع کنه و...