یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

26 دسامبر 2025

- خب کریسمس و هالیدی و همه چی مبارک . حتما میدونین که چون تو کانادا قومیتهای مختلف وجود داره به هم نمیگن مری کریسمس . این قسمتش رو هم از خودم در آوردم : نزدیک کریسمس عید هانوکای یهودی ها هست و برای ایرانی ها هم یلدا هست . بنا براین به دلیل اول و شاید به دلیل دوم به هم تعطیلات رو تبریک میگن نه تولد مسیح رو . 

- نشستم که کازین گرامیم از سفر برسه و دل تو دلم هم نیست چون هوا بسیار خرابه و برف شدیدی میاد . برای یکشنبه هم آبگوشت پارتی دارم و دوتا از همکارهای قدیمیم  رو دعوت کردم که خیلی هر دوشون رو دوست دارم . 

- با لی لی صحبت کردم که چکار کردی با فرناز ؟ گفت غیر مستقیم بهش گفتم اینطوری میتونی بری از فلان جا وام بگیری و اونم فهمیده که بهتره دیگه حرفش رو نزنه . براش ناراحتم ولی کاری هم نمیشه کرد .

- مهمونی کریسمس شرکت خونه رئیس بودیم . رئیس مستقیم خودم نه ، رئیس گروه معماری شرکت . ظاهرا این دوساله که رفته این خونه که به شرکت نزدیکه ، مهمونی رو تو خونه خودش میگیره . راستش خونه اش خییییییلی خوب بود . هم بزرگ و نوساز بودهم های تکنولوژیک بود . من رفتم از شیر آشپزخونه آب بردارم اولا دوتا شیر بود من اولش گیج شدم . نه از اون شیرهای ساده که معمولا آب تصفیه شده داره . شیرش کاملا دیجیتال بود و دکمه هاش هم تاچ بود . بعدا فهمیدم که میشد ازش آب خیلی سرد و یا آب در حال جوش برداشت کرد . من که از همون شیر معمولیش آب برداشتم و خوردم ولی آدم احساس بیسوادی میکرد. بعد مراسم هدایای کریسمس رو داشتیم که معمولا به عنوان Secret Santa  شنیده بودم ولی اینا بهش میگن White elephant . این مراسم ساده نیست . مثلا 40 نفر شرکت کردن . شماره های یک تا 40 رو مینویسن روی کاغذ و دور میگردونن به طور شانسی هر کی برمیداره . بعد نفر اول میره یه بسته برمیداره و باید همونجا باز کنه . بعد نفر دوم میتونه یه کادو از کل کادوها انتخاب کنه یا اینکه  کادوی نفر اول رو به قول خودشون " بدزده " و در اینصورت نفر اول اجازه داره باز بره یه کادوی دیگه برداره . هر کادو فقط دوبار میتونه دزدیده بشه و دیگه مال دزد دوم میشه . خلاصه بچه ها کلی شیطونی کردن سر این بازی و سر به سر هم گذاشتن . آخر شب هم همشون سرگرم Karoke شدن که فکر میکنم تاثیر مشروبهایی که تا اون موقع خورده بودن روی اون آواز خوندنها کم نبود . خیلی خوش گذشت و از همه بهتر دیدن دوتا از همکارهای شعبه مونترال بود که من تا حالا ندیده بودمشون و فقط جلسات پشت دوربین باهاشون داشتم. 

- کادوهای کریسمس رو دادیم و گرفتیم و خیلی خوب بود. روز کریسمس هم دوستم که بچه کوچیک داره دعوتم کرده بود . بچه اش رو خیلی دوست دارم و مشخصه بچه هم میدونه من خیلی دوستش دارم و از سر و کول من بالا میره وقتی من رو میبینه . برای خودشون یه شیشه شامپاین که توی همون مراسم شرکت برنده شده بودم بردم و برای پسرش یه لگو گرفتم . 

- آهان این یادم رفت بگم یه پاکت اومد به آدرسمون به اسم من ، درصورتی که من چیزی سفارش نداده بودم ! بازش کردم و دیدم کیف پولم هست ! تمااااام پولهاش رو برداشته بودن و بقیه رو انداخته بودن صندوق پستی . تقریبا تمام کارتهاش رو باطل کرده بودم و دوباره گرفته بودم . فقط کیفش که یه کیف چرمی بود به درد میخورد !

هپی هالیدی برای همه