-
722 - یک هفته اخیر
پنجشنبه 3 آبان 1397 19:55
- هفته پر کاری داشتم . از وقتی اومدم تورنتو چند تا پروژه گرفتم . پروژه های کوچیک ولی پولش بد نبوده و به صورت شخص حقیقی کار میکردم . رزومه میفرستادم و چند جا هم مصاحبه رفتم اما فکر کنم بزرگترین نقطه ضعفم مسلط نبودن به نرم افزار Revit هست که البته کلاسش رو گذروندم ولی خیلی بهش مسلط نیستم و شاید به همین خاطر مصاحبه هام...
-
721 - عطر بازی
یکشنبه 29 مهر 1397 04:19
- عطر رو خیلی دوست دارم . سالهای زیادی از دانشجوئیم Samsara از شرکت Guerlain میزدم و به شدت بوش برای نوستالژیه . عطر الان قدیمی شده و به زحمت پیدا میشه . تو ایران که خیلی به زور ولی بیرون ایران پیدا میشه . یه عطر هم بعدها گرفتم به اسم Code blue از Armani که بوی بی نظیری داشت و از خساست انقدر کم میزدمش که بمونه و یک...
-
720 - شراب و گل گاو زبون
شنبه 21 مهر 1397 02:38
- خیلی وقتا بی خوابی داشتم ، قبل از اینکه انقدر اذیتم کنه که دکتر بهم دارو بده . اگه یادم می موند و بعد از شام یه لیوان معجون مخصوصم رو میخوردم خیلی آروم میشدم و میخوابیدم . گل گاو زبون و چند پر چای ترش و یه ذره سنبل الطیب و مقداری نبات ، همشو میریختم تو قوری و دم میکردم . هم خیلی خوشمزه بود و هم بعدش خواب خوبی میکردم...
-
719 - خانمهای ایرانی ...
سهشنبه 17 مهر 1397 23:06
- بارها و بارها توی زندگیم خانمهایی رو دیدم که گفتند با نداری شوهرمون ساختیم . بارها و بارها توی جمع از زنهایی تعریف کردن که با بالا و پایین زندگی مشترکشون ساختند حتی آقایونی که از بساز بوددن همسرشون تعریف کردن ، اما یک بار ندیدم کسی بگه فلان خانم هم همسر بوده هم زن خونه هم مادر و هم پول در بیار خونه . خانمه رفته سر...
-
718 - فیلمهای توی راه
شنبه 14 مهر 1397 15:22
- خب جونم براتون بگه که مسافرتی که داشتم راه طولانی ای بود ( چشم بسته غیب گفتم ؟:)))) تصصمیمم این بود که به خودم سخت نگذرونم و این شد که وقتی ساعت دو و نیم بعد از ظهر حرکت کردیم و گفتن 11 ساعت و 45 دقیقه پرواز تا دبی طول میکشه اصلا ناراحت نشدم (جون عمه کوچیکه ی مرحومم ) و نشستم به فیلم دیدن . توی فیملها گشتم ببینم اسم...
-
717 - صبح روز جمعه
جمعه 13 مهر 1397 19:25
- باز طبق معمول کارهام رو لیست کردم و شروع کردم به انجام دادن اولی به بن بست خورد ، دومی به بن بست خورد ... رفتم ولو شدم رو مبل و حسابی هم ژولی پولی . بعد دیدم خیلی اوضاعم خرابه و کارهام باید انجام بشه . رفتم یه دوش گرفتم که شاید طولانی تر از بقیه اوقات بود . اومدم بیرون مثل این خانم شیکها سه نوع کرم مرطوب کننده و دور...
-
716 - سفر تموم شد
جمعه 13 مهر 1397 02:31
- نمیدونم برگشتم به خونه یا از خونه اومدم ؟ :))) ولی راستش از رسیدن به تورنتو ناراحت هم نبودم . خیلی تو تهران دوندگی کردم و البته خوشبختانه کارهام انجام شد . خریدهای کمی داشتم ولی انجام دادم . کلی دوست و آشنا رو دیدم ولی نه همه رو که البته قصدش رو هم نداشتم همه رو ببینم . - از ایران بگم که هواپیمای دبی به تهران خیلی...
-
715 - حق بدهیم ....
جمعه 30 شهریور 1397 03:21
- وقتی یکی که به نظر قوی میاد داد میزنه خسته ام مطمئن باشین چند دقیقه بعد میشکنه . نگذاریم به اینجا برسه . - دیروز تولدم بود و هیچ حس خاصی بهش نداشتم . شاید یه خورده هم حوصله اش رو نداشتم ، به نظرم الان وقتش نبود !!! بعد بچه هام برام کادو خریدن و واقعا منو به گریه انداختن که اینقدر به فکرم بودن . - کلی فکر دور سرم...
-
714 - گرمای چراغ مطالعه ...
دوشنبه 19 شهریور 1397 07:14
- سالی که برای کنکور درس میخوندم خونه مون دو طبقه بود . آشپزخونه و هال و پذیرایی ، یه حموم و دستشویی و یه اتاق کوچیک طبقه پایین بود . اتاق خوابها و یه آشپزخونه و یه حموم و دستشویی هم طبقه بالا بود . در حقیقت دو تا خونه بود اما یه طبقه اش برای ما کم بود هر دوش رو استفاده میکردیم . شبها قشنگ در طبقه پایین که کاملا جدا...
-
713- برند لباس ...
چهارشنبه 14 شهریور 1397 08:12
1- یه همکلاسی دارم متولد سال 47 فکر کنم . سال اول دوم دانشجویی با یه دختر خانمی دوست میشه و 6 ماه نشده ازش خواستگاری میکنه و میرن خونه خودشون . اینم دانشجو بوده و پدرش بهش کمک نمیکنه و خیلی وضعیت بدی داشتن و اون خانم با شرایطش میسازه و بچه دار هم میشن ولی آقا میگه که من هیچی از اون بچه ام نفهمیدم و همش در حال دویدن و...
-
712 - پازل
دوشنبه 12 شهریور 1397 07:47
1- از بچگی پازل رو خیلی دوست داشتم . حالا نیست که بچگی ما لپ تاپ و تبلت دست همه بود !!!! والا - به هر حال یکی از سرگرمیهام پازل بود و سبک خودمو براش داشتم و به نظرم توش هم بد نبودم . چند روز پیش پروژه ای گرفتم برای نوسازی یه خونه قدیمی و کثیف و وحشتناک . سه بار با پسرم رفتیم اندازه گیری کردیم تا اول نقشه وضع موجود رو...
-
711 - چرکنویس ...
شنبه 10 شهریور 1397 19:07
ای وای بر اون نوشته چرکنویسی که قرار نیست هیچوقت پابلیش بشه ، ای وای ....
-
710 - روزگار ...
سهشنبه 6 شهریور 1397 19:36
1- خوبی خواننده نداشتن اینه که بعد یه مدت میای سر میزنی میبینی هیچ کی کامنت نگذاشته و راحت عذاب وجدان نمیگیری . 2- رزومه فرستادن ادامه داره و هیچ خبری نیست ، یه کار اداری برام پیش اومده که باید بیام ایران براش فکر کنم مفید 9 روز می مونم اما بهتره بیام . حالا نمیدونم اگه کار بگیرم چکار کنم و اگه نگیرم چکار کنم ؟ :))))...
-
709 - ,ادامه سریال و ...
سهشنبه 16 مرداد 1397 08:40
1- اسباب کشی کردیم ، وسیله خریدیم و ... کلی کار دیگه . اینترنت نداشتیم و الان وصل شد خلاصه یه کم کارامون سبک شد . به طرز مسخره ای از دنبال کار رفتن طفره میرم و هنوز شروع نکردم . در ناخودآگاهم دلم نمیخواد برم سر کار و البته با پس اندازی که دارم نهایتا میتونم 4 ماه دووم بیارم پس بهتره کلاس بیخود نگذارم که نمیخوام برم سر...
-
708 - Grey's anatomy
جمعه 29 تیر 1397 19:51
1- تو نتفلیکس میچرخیدم رسیدم به سریال گری آناتومی ، هوس کردم ببینم . اپیزود اولش رو دیدم . مردیت برای دیدن یه جراحی مغز میره تو اتاق عمل و زیر ذره بین عمل رو میبینه وقتی میاد بیرون چشماش از حدود 40 ساعت بیخوابی و سر پا بودن قرمزه ولی لبخند از لبش دور نمیشه . جراح که میاد بیرون بهش میگه جراحی خوبی بود و من الان (high)...
-
707 - چند روز بعد از رسیدن به مقصد
چهارشنبه 27 تیر 1397 05:31
-بدو بدو های قبل سفر تموم شد و بدو بدوهای بعد سفر شروع شد . بستن چمدون کابوس بدی بود و هنوز هم چمدونها رو کامل باز نکردم چون اینجا جا به اندازه کافی نیست و باید بریم جای بزرگتر . سخت دنبال گرفتن گواهینامه هستم و بعد از اون هم باید ماشین بگیرم که به سبک اینور آبی ها Lease میکنم . بعد هم خونه و وسایل جدید . وقتی خونه رو...
-
706 - چند روز مونده به رفتن
جمعه 15 تیر 1397 09:56
اوووف کلی بدو بدو داشتم . خیلی از کارها انجام شد ولی دوتا کار مهم اصلا انجام نشد . شاید بخاطر این دوتا کار مجبور بشم زود برگردم ایران . کارهام از دو تا صفحه A4 رسید به یه صفحه A5 . بازم خوبه . نصف چمدونها بسته شد و بقیه اش رو کم کم میبندیم . دیگه .... زندگی میگذره
-
705 - سومین روز بیکاری
دوشنبه 4 تیر 1397 22:38
- همونطور که فکر میکردم سه روز خیلی سریع گذشت . سعی کردم به کارهای اداریم برسم که ای ی ی ی ی کج دار و مریز بود . امروز صبحونه با دوستم رفتیم بیرون که خیلی چسبید و فردا باید برم نمایندگی بیمه برای بار دوم توی این هفته تا شاید بتونم درخواست برم سابقه بیمه ام رو جمع کنم . - با همکارام تماس دارم و خوبه اما بالاخره این...
-
704 - روز آخر کار
چهارشنبه 30 خرداد 1397 10:49
امروز روز آخر کارم هست و حالم گرفته است . ای میل خداحافظی فرستادم و کلی نامه محبت آمیز گرفتم و حالم خیلی گرفته تر شد . یه بدجنسی بزرگ کردم که فکر کنم کار درستی بوده . من در اصل برای رفتن به کانادا استعفا دادم اما انقدر از برخوردهای معاونتمون با خودم شاکی بودم که به کسی نگفتم کانادا میرم و همه تقصیرها رو انداختم گردن...
-
703 - از وبلاگ خرمالوی سیاه ، آلما توکل
دوشنبه 21 خرداد 1397 13:07
گلوله افتاده ام بر روی تخت. آنقدر درد روحی و جسمی کشیده ام که پریود در بدوقتی آمده سراغم. عادتش است، وقتی درد دارم به دردهایم اضافه می شود. پخش شده ام روی تخت بیمارستان. از لرز دو تا پتو پیچیده ام به خودم. یک سرم توی این دستم است. یک سرم توی آن دستم. بسته ی نوار بهداشتی در کشوی بغل تختم. صبح شده. سینی صبحانه را برده...
-
702 - تعطیلات و ...
سهشنبه 15 خرداد 1397 08:38
معمولا روزهای تعطیل وبلاگ گردی و وبلاگ نویسی نمیکنم اما الان میخوام بنویسم . یه اپلیکیشن دارم تو گوشیم به اسم Wunderlist . ابزار بی نظیری برای درست کردن لیست هست ، هر لیستی . سه تا از مهمترین لیستهام توی این اپلیکیشن "کارهایی که باید انجام بدم " و "لیست فیلمها " و لیست کتابها" هست یعنی فیلم و...
-
701- کارمند بودن
یکشنبه 13 خرداد 1397 09:47
- یکی از خصوصیات کارمند بودن اینه که در هر فرصتی میخوای ازساعت کار بزنی که فکر نمیکنم اینکاره باشم . یکی دیگه اش اینه که کارهایی که سمتت میاد با حداکثر قوا شوت میکنی به یه سمت دیگه و میگی به اون مربوطه نه من - اینکاره هم نیستم . یه خصوصیت دیگه اینه که از تعطیلات چه آخر هفته و چه وسط هفته خوشحال میشی که به شدت اینکاره...
-
700 - ادامه استعفا
دوشنبه 7 خرداد 1397 07:35
1- معاونتمون بعد از 6 روز کشمکش و برو بیا بالاخره استعفای منو به امور اداری داد و این یعنی قبولش کرد . بخاطر مدیر مستقیمم کمک کردم یک نفر که بتونه کار منو انجام بده پیدا کنن و کارهای اون هم داره انجام میشه و امیدوارم مشکلی نباشه چون اگه جای من مدتی خالی بمونه بار زیادی روی دوش همکارام میفته که دلم نمیخواد اذیت بشن ....
-
699 - تکرار یک یادداشت - دکتر و قسم بقراط
چهارشنبه 2 خرداد 1397 07:53
یکی از خواننده ها برام پیغام گذاشته و از من درخواست کرده یه یادداشت قدیمی رو به دلیلی بازنشر کنم . کامنتشون رو میتونین در زیر یادداشت 697 بخونین . 307 - دکتر و قسم بقراط - سال 1392 بدم نمیاد اینو تعریف کنم . شاید به درد کسی بخوره . روحیه ام خیلی بد شده بود . بدتر از اینکه بشه با حرف و این چیزها درستش کرد . به طریقی...
-
698 - تغییر و تحول
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 13:20
1- برام تغییر آسون نیست . یه جور اینرسی دارم که شاید از نحوه زندگی پدر و مادرم که کارمند و شاید از نوع بسیار محافظه کارانه اش یعنی فرهنگی بودن ، نشات میگیره. نامه استعفام رو نوشتم که فردا بفرستم که دیدم به محض سیو کردنش تپش قلب گرفتم . الان اینو پست نمیکنم که بنویسم بعد ارسال ای میل چه اتفاقی افتاده . 2- خب الان پس...
-
697 - تفاوت فرهنگی
جمعه 21 اردیبهشت 1397 16:22
بارها فیلمهایی تو فضای مجازی پخش شده که مثلا یه آقایی با دوست دخترش بوده و خانمش سر رسیده و دعوا و گیس و گیس کشی . دوتا فیلم در این مورد دیدم یکیش جالب بود که خانمه بجای اینکه به شوهرش بپره که این کیه پرید به سر و کله دوست دختره . دومیش هم این بود که دوست دختره شاکی شده بود و به مرده میگفت تو چرا به من هیچی نگفتی ؟!!!...
-
696 - ...
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 07:46
کو جان که برخیزم تو این سهراب را کشتی گیرم که روزی باز گردی نوشدارو جان
-
695 - حس خوب
سهشنبه 11 اردیبهشت 1397 14:32
دو هفته ای که گذشت یه کم راحت نبود . هفته پیش یه سفر کاری یک روزه به گناوه . صبح پرواز به بوشهر ، زمینی تا گناوه کار و کار و کار پشتت سر هم ، بعد شب دوباره زمینی بوشهر و با پروازی که تاخیر داشت تهران . به طور خلاصه صبح ساعت 4و 20 دقیقه پاشدم و رفتم فرودگاه و شب ساعت 1 رسیدم خونه . دیروز هم یه سفر کاری دیگه کرمانشاه ،...
-
693 - گوریل انگوری ؟
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 19:01
- دارم قدم زنون میرم خونه . همیشه یه مسیر کوتاهی رو باید پیاده روی کنم تا برسم به جایی که تاکسی سوار میشم . توی راهم توجهم به یه خانم جلب میشه که توی ایستگاه اتوبوس نشسته . قاب گوشیش و کفش ورزشیش بنفشه خیلی هم خوش رنگ یه کم دیگه میرم جلو کوله پشتیش هم از پشت خود خانمه پیدا میشه که اونم بنفشه خیلی خوشم میاد و رد میشم ....
-
692 - شبکه های اجتماعی
شنبه 1 اردیبهشت 1397 15:36
دنیا در دست شبکه های اجتماعیه . یه خانمی از اون سر دنیا میگه از آزارهایی که جنسهای نر توی خیابون به خانمها میدن فیلم بگیرین یکهو دوربینها میشه اسلحه . خانمی داره میگه این جنس نر پایین کوه با زن و بچه اش بوده بعد منو که دیده اونا رو ول کرده پا به پای من اومده تا مزاحم بشه . داره ازش فیلم میگیره مرده دور ایستاده و روشو...