-
755 - پول ...
جمعه 16 فروردین 1398 17:14
- بی پولی خیلی بده ، پول پرستی افتضاحه ، پای پول هم که بیاد وسط ممکنه فاتحه دوستی و فامیلی رو بخونه کلا خیلی کثیفه اما بدبختی بدون اون هم نمیشه زندگی کرد . - نمیدونم نظرم درسته یا نه اما به بچه هام گفتم پول در بیارین و خوب زندگی کنین اما هر بهایی رو براش نپردازین
-
بدون شماره - چای ماسالا
چهارشنبه 14 فروردین 1398 03:18
مواد لازم برای چای ماسالا : میخک 6 عدد هل 7 عدد چوب دارچین 2 عدد زنجبیل 2 تکه پودر رازیانه 1 قاشق غذاخوری دانه فلفل سیاه 2 عدد آب ولرم 2 پیمانه شیر 2 پیمانه عسل به میزان لازم طرز تهیه چای ماسالا : کلیه ادویه ها را به همراه زنجبیل داخل آب ریخته روی حرارت ملایم قرار داده تا حجم آب پس از تبخیر نصف شود. سپس شیر را حرارت...
-
754 - هفته اول کار جدید
یکشنبه 11 فروردین 1398 12:36
- خب الان یکشنبه 11 فروردینه ، ساعت حدود 4 صبح و بیشتر از یک ساعته که بیخوابی دارم . اکشال نداره - از دیشب برف داره میاد توی تورنتو و چند سانتی نشسته ولی هوا خیلی سردتر نشده چون اصلا گرم شده بود . یعنی شده بود در حدی که برفهای قدیم آب بشه ولی نه به اون صورت . - هفتع اول کارم با تیم جدید گذشت و اگه بگم راحت بود دروغ...
-
753 - توضیح دادن
دوشنبه 5 فروردین 1398 18:44
- باید از توضیح دادن به همه دست بردارم . زیادی توضیح میدم . نمیدونم چه ضرورتی داره ؟ میخوام تاییدم کنن ؟ مسخره است. اگه اینظوره باید اول این رو درست کنم - فکر میکردم من در مورد دیگران قضاوت نمیکنم . اما اشتباه میکنم . دیروز یک نفر یه چیزی بهم گفت . کلی توی فکرم بود . هی با خودم میگفتم چرا ؟ آخر به این نتیجه رسیدم که...
-
752 - کتاب و فیلم
شنبه 3 فروردین 1398 22:38
- کتابها رو خوندم و خیلی خوشم اومد . خیلی عالی نبودن ولی خوندن حسابی بهم چسبید . دوباره تو سایت رفتم کتاب و فیلم رزرو کردم . به نظر من کسی نباید بره کتابخونه اینجا عضو بشه خیلی اعتیاد آوره . یعنی درگیرت میکنه ... در حد همون اعتیاد . - فیلم هم میبینیم اما کتاب یه چیز دیگه است . یه کتاب از پسرم گرفتم بخونم ببینم میخونم...
-
751 - بعد از گرفتن کار و قبل از رفتن سر کار :)
چهارشنبه 29 اسفند 1397 01:57
- یکهو همه چی آروم شد . اون اضطراب از بین رفت . کلی کار دارم ولی خب کار نداشتن خیلی اذیت کننده بود . - نمیدونم آخرین باری که سبزه سبز کرده بودم کی بود . همیشه از بیرون میخریدم اونم لحظه آخر که سبز و تازه باشه. اینجا فکر کردم لابد سبزه گیرم نمیاد که بعدا فهمیدم فراوونه . توی فروشگاههای ایرانی البته .هیچوقت دستم سبز...
-
750 - کار و غیره
شنبه 25 اسفند 1397 05:45
- بالاخره پیشنهاد کار رو گرفتم . جونم بالا اومد . این شرکت یه بار یه مصاحبه مفصل باهام پای تلفن کرد که وسطش که هم هی نمونه کارهام رو براشون ای میل میکردم . دوباره میگفت همچین کاری هم کردی میگفتم آره میگفت نمونه اونو هم بفرست میفرستادم و بازم . بعد بهم یه مصاحبه حضوری دادن و رفتم و کلی فک زدم . بعدش باهام تماس گرفتن که...
-
749 - امروز من
جمعه 10 اسفند 1397 18:29
امروز از اون روزایی هست که انقدر کار دارم نمیدونم کدومشو انجام بدم . راستش مهمترینشون اینه که بعد از ظهر مصاحبه و امتحان Revit دارم و باید بخونم براش و خب میدونین که وقتی لازمه درس بخونه موکت اتاق هم برات جذاب میشه
-
۷۴۸ - پسرم و من
شنبه 4 اسفند 1397 16:45
- دخترم اومد گفت مامان نمیخوای بلیت لاتاری بخری ؟ هفته آینده مبلغش خیلی زیاده . گفتم نه من به لاتاری و درآمدی که ازش ممکنه بدست بیاد عقیده ندارم و نمیخرم . بحث کشید به لاتاری و افرادی که بلیتشون برنده شده و داستانهایی ازشون رو گفتن که خیلی جالب بود . این وسط پسرم گفت من اگه بلیت لاتاریم برنده بشه میام درجا همه اش رو...
-
747 - خرمالوی سیاه و من ...
شنبه 27 بهمن 1397 03:05
بعد از نوشتن متن قبلی رفتم وبلاک خرمالوی سیاه رو خوندم . دیدم عجیب حرف دلم رو زده ... هیچی! از آن دورههای اندوهگین است. اندوه خاکستری رنگ دوره ام کرده. دستهایش را انداخته دور کمرم و همهجا با من میآید. با من میخوابد. با من مسواک میزند. با من سریال میبیند. با من سر کلاس مینشیند. با من راه میآید. در اداره پشتم...
-
746 - وبلاگ و من
جمعه 26 بهمن 1397 07:10
- چند روز بدی رو گذروندم . اتفاق خاصی نیفتاده اما اوضاعی داشتم بسیار بد . الان دیدم اصلا یادم رفته بود وبلاگ دارم . نوشتن یکی از روشهایی هست که تسکینم میده و اصلا هم نمیدونم چرا . نویسنده خوبی نبودم هیچوقت . بدترین نمره های مدرسه ام مال عربی شیمی و انشا بود . اما نوشتن رو دوست دارم همینطوری که اینجا مینویسم به روش...
-
745 - ایرانیهای مقیم تورنتو
چهارشنبه 17 بهمن 1397 02:15
- قبلا گفته بودم که آدم به دور شدم ولی این موضوع دیگه داره آدم به دورترم میکنه . هر کجا با ایرانیها جمع باشیم صحبت میکشه به سیاست ُ خب این چیزیه که تو ایران هم هست . اما ایرانیهای خارج از کشور با غلو کردن مشکلات ایران انگار میخوان ثابت کنن که چقدر خوشبختن و از چه جهنمی در رفتن . بازم اگه یه بار گفته بشه اشکال نداره...
-
۷۴۴ - پورتفولیو و دیگر هیچ
یکشنبه 14 بهمن 1397 03:16
- اصلا حوصله نوشتن ندارم . یعنی چند روز خیلی گرفتاربودم و بعدش هم بی حوصله . - پورتفولیوم رو برای یه خانم معمار فرستادم خیلی مودبانه بهم گفت یه مقدار روی گرافیکش کار کن . خب راستش میدونستم پورتفولیوم خوب نیست ولی نمیدونم چرا بیخیالی طی کرده بودم و این اشتباه بزرگی بود . سه چهار روز با پسرم نشستیم پشتش و بکوب کار کردیم...
-
742-بدون عنوان
جمعه 28 دی 1397 07:42
- مدتی که ننوشتم خیلی حالم گرفته بود . یه مصاحبه کاری رفتم و جواب رد بهم دادن و خیلی خیلی حالم گرفته شد چون شرکت خیلی خوبی بود . یکی دیگه قبلش رفته بودم و از این شرکتهای دوزاری بود و اصلا پیگیری نکردم . دوتا پروژه بهم ارجاع شده که فعلا اونی که کوچیکتره و زود تموم میشه رو شروع کردم و امیدوارم دومی رو شروع نکنم یعنی...
-
741 - چرا ؟
سهشنبه 18 دی 1397 17:39
چرا وقتی اینقدر کار دارم بازم کلی وقت تلف میکنم ؟
-
۷۴۰ - کامپیوتر جدید و ...
یکشنبه 9 دی 1397 06:42
- وقتی داشتم به کوب کار میکردم ییهو دیدم کامپیوترم داره منو قال میگذاره . یهو شروع کرد ارور دادن و از اتوکد بیرون اومدن . بعد هنگ میکرد .. خلاصه خیلی ترسیدم. البته لپ تاپم مال حدود ۵ سال پیش بود ولی خیلی دوسش داشتم اما گفتم اگه وسط یه پروژه منو قال بذاره چکار کنم ؟ خلاصه توی حراج یه لپ تاپ جدید با لب و لوچه ای آویزون...
-
739 - کار یا بیکار ؟
دوشنبه 3 دی 1397 08:40
- حدودا ۶ ماه از اومدنم گذشت . تو این مدت یه وقتایی خیلی خیلی سرم شلوغ کار بوده و یه روزهایی هم نه . الان فکر کنم ۲ هفته است که بیکارم و این منو نگران میکنه . راستش اول از همه اینکه عادت ندارم . دوم اینکه بیکاری وقتی خوبه که آدم پول داشته باشه بره بگرده و خرید کنه و بره آرایشگاه مانیکور کنه و ال و بل . - به همین خاطر...
-
738 - !!!
چهارشنبه 21 آذر 1397 03:47
- فکر کن داری دنبال کار میگردی و هیچکی اتوکد دونستن تو رو به ..خمش هم نمیدونه و میگن حتما باید Revit بدونی بعد ییهو یکی از آگهیها اون وسط میگه باید نقشه کشی دستی بدونی !!!! فکر کنم رئیس شرکت صبحها با دایناسور خونگیش میاد سر کار . باید دیدنی باشه
-
737 - زندگی و وبلاگها
یکشنبه 18 آذر 1397 05:09
- چند روزه اسیر خوندن وبلاگ حرفهای معمولی شدم . دارم تا جایی که میتونم میخونم و واقعا لذت میبرم . - خوندن وبلاگ خرمالوی سیاه و یا خاطرات خانم شین که کار روزمره ام هست ازاونانمیتونم دست بکشم . - چند روزه کاری ندارم و با بیغیرتی ای که تا حالا نداشتم دارم از بیکاری لذت میبرم . - خانم میم متولد سال شصت و یکه فکر کنم ....
-
736 - سریال و فیلم و غیره
چهارشنبه 14 آذر 1397 06:16
- به خودم گفم یکی دو روز بیخیال سریال بشو و یه فیلم از تو لیست بی پایانت ببین . فیلم hateful 8 رو انتخاب کردم . فیلم خوبی بود باعث شد تا آخر عمرم نخوام فیلمی از تارنتینو ببینم و تمام فیلمهاشو از تو لیستم خط بزنم !! - فیلم حالمو به هم زد ، صحنه های مشمئز کننده خیلی بدی داشت و دائم در حال دلغشه بودم . نتیجه و حرف خیلی...
-
735 - سریال لعنتی
یکشنبه 11 آذر 1397 05:10
بدترین قسمت دیدن سریال اینه که از فیلم دیدن و کتاب خوندن آدمو میندازه . اینهمه گریز اناتومی دیدم تازه رسیدم فصل 8. تو نتفلیکس 14 تا سیزن داره و هر کدوم 24 قسمت 40 دقیقه ای ؟!!! دیگه واقعا ازش خسته شدم . الان گوگل کردم دیدم در حال پخش سیزن 15 هستن ؟ واقعا ؟
-
735 - فیزیکی یا مجازی
یکشنبه 11 آذر 1397 03:33
- قبلا یه دفترچه داشتم . هر دستور اتوکد که زیاد استفاده نمیکردم ولی بدردبخور بود رو توش مینوشتم . هر وقت به خنس میخوردیم از تو دفترچه دستور رو پیدا میکردم و استفاده میکردم . - کلی سی دی دارم و مقدار بسیار زیادی آهنگ تو هاردم دارم که دوستشون دارم . در اصل سی دی ها رو برای اینکه پول اصل آهنگ رو بدم میخریدم بعد همه اش رو...
-
734 - کار معمار در تورنتو
پنجشنبه 8 آذر 1397 01:28
- خب جونم براتون بگه ننه که کار معماری در تورنتو خیلی خیلی با ایران فرق داره و البته اینو چشم بسته گفتم . - اول اینکه اینجا خونه های مسکونی که شامل یه زیرزمین و دو طبقه مسکونی هست رو با چوب میسازن ، کاملا چوب و وقتی نصفه کاره است وقتی بهشون نگاه میکنی عین اسباب بازی یا ماکت می مونن ولی بعدش با روکش سیمان و آجر یا سنگ...
-
733 - اعضای بدن ، با الهام از خانم شین
پنجشنبه 1 آذر 1397 07:16
- خواهرم که دانشجوی پزشکی بود من کنکوری شدم و علایم پرولاپس دریچه میترال قلبم یعنی نفس تنگی و طپش قلب زد بالا . خواهرم میگفت بعضی اعضا هستن که اصلا نباید حسشون کنی مثل قلب ولی من اون مواقع دائم حسش میکردم. یک شب از شدت ضربانش بیدار شدم انقدر بدجور میزد . سالهاست که دیگه به اون صورت نیست ولی هر چند وقت یکبار همونطور...
-
732 - اسب
چهارشنبه 30 آبان 1397 05:23
- دارم مثل اسب روی یه پروژه کار میکنم ولی خیلی جالبه و کلی چیز دارم ازش یاد میگیرم . - ولی واقعا خسته ام ، بعد از ظهر نرفتم مدرسه دنبال بچه ها که بشینم کار کنم و با خودم گفتم وقتی اومدن ازشون میخوام که یه کم آشپزخونه رو جمع کنن و ... نشون به اون نشون که زنگ زدن که دیدیم حالا که نمیای دنبالمون ما رفتیم مال قهوه بخوریم...
-
731 - دعا ؟!!!
چهارشنبه 23 آبان 1397 08:50
- نمیدونم چرا از اصطلاح دعا میکنم برات ، دعام پشت سرته و ... حالم به هم میخوره . - هیچوقت حس اینکه چیزی با دعا درست شده به من دست نداده . در نزدیکترین حالت ممکنه به گرفتن چیزی بودم و نذر کردم ... و یکهو از دستم پرید . به شدت به شدت بی اعتقادم ، اصلا اینطور نبودم اما چیزهایی پیش اومد که ... خیلی مفصله نمیشه گفت ولی...
-
730 - سریال و خاطرات ...
دوشنبه 21 آبان 1397 19:37
- سریال میبینم هر موقع بتونم . فعلا دارم فصل 5 گریز آناتومی رو تموم میکنم . - یه قسمت یه دکتر به طور اتفاقی با یه خانم تو بیمارستان روبرو میشه . از واکنششون معلومه همدیگه رو میشناسن . بعد دختره بهش میگه ما نامزد بودیم حق من نبود وقتی میخوای با من بهم بزنی یه کم مفصل تر از دو خط ای میل باشه ؟ - این قسمت یکهو حالم رو بد...
-
729 - ملکه ویکتوریا و ناصرالدین شاه !
شنبه 19 آبان 1397 07:16
- سالها پیش سریال امیر کبیر رو از تلویزیون ایران میدیم . یه قسمتش رو خوب یادمه . ناصرالدین شاه (1898 - 1831 ) از خواب بیدار شده بود و رفته تو باغ خیلی خوش و خرم در حال نقاشی کشیدن بود . امیر کبیر رسید بهش و گفت شما پادشاهین کار شما نقاشی کشیدن نیست . اگر کاری ندارین تاریخ بخونین . اطلاعات سیاسیتون رو ببرین بالا و ......
-
728 - خانواده کلاین / زوج کوچولو
چهارشنبه 16 آبان 1397 06:35
- یه برنامه ای رو اتفاقی تو شبکه من و تو دیدم . یه reality show که زندگی یه زوج که دارای قد کوتاه هستن رو نشون میده . با خودم گفتم آخه زندگی اینا به ما چه . خب یه زوج هستن و قدشون هم کوتاهه خب آدمن دیگه چه چیز خاصی داره این سریال ؟ اما چندوقت بعد باز یه مقداریش رو دیدم و فهمیدم که اینا میخوان بچه دار بشین و بخاطر...
-
723 - خساست
شنبه 12 آبان 1397 04:54
- من یه جورایی خسیسم . یعنی از دور انداختن خوشم نمیاد . همش فکر میکنم ببینم چطوری میشه از یه چیزی بازم استفاده کرد . مثلا الان یه کابینت دارم پر از جعبه خالی قارچ و جعبه پلاستیکی میوه و قوطی های خالی شده و غیره که ازشون به عنوان ارگانایزر تو کشوها و کمدام استفاده میکنم و الان همه چیز تو دراور و کشوهای میز کارم و غیره...