- اگه به کسی نمیگین از سه شنبه قبل تا امروز که سه شنبه بدون استثنا هر روز فیلم عصبانی نیستم رو دیدم . یعنی راستش دو بار تیگه هاش رو دیدم . امروز هم هنوز ندیدم ( یعنی میخوام ببینم ) و بقیه روزها کامل دیدمش . یه چیزیم میشه میدونم
- ترانه جون یه مدتیه از یوتیوب سرچ میکنم و فیلم میبینم و البته بعضی فیلمها رو هم دانلود کردم . متری شیش و نیم رو دیدم و خیلی خوب بود . سرخپوست فیم متفاوت و خوش ساختی بود . عصبانی نیستم هم که منو خل کرده . ملبورن رو دیدم و بازیها خوب بود اما از فیلمش خوشم نیومد . خانه دختر رو دیدم و اصصصصلا خوشم نیومد به نظر من هیچی نداشت مخصوصا بازی مزخرف حامد بهداد خیلی رو مخ بود . از فیم ایرانی فعلا همینها رو یادمه . هر چی یادم اومد مینویسم .
- از کتابخونه فیلم میگیرم و میبینم و یک هفته بیشتره سر درسم نرفتم به همین راحتی و میرم سر کار و میام .
- هیچ پروژه ای بهم ارجاع نشد و نتوستم کار بگیرم . فعلا هیچ محل درآمدی به غیر از کار اصلیم ندارم و بدبختی اونها هم اضافه کار نمیدن با اینکه خیلی کار هست پگرنه از خدام بود اضافه کار بمونم و یه کم درآمدم بره بالا .
- آهان راستی فیلم در دنیای تو ساعت چند است رو برای بار دوم دیدم و بسیار ازش لذت بردم . چند سال پیش که این فیلم اومد یه بنده خدایی بهم پیغام داد فیلم رو دیدی ؟گفتم آره . گفت گلی مثل تو بود ُ تو هم نفهمیدی من اون موقع چقدر دوستت داشتم .
- سه شنبه سرچ کردم تو یوتیوب و چند تا فیلم ایرانی پیدا کردم . اسمهاشونو سیو کردم دونه دونه ببینمشون . اول فیلم عصبانی نیستم رو گذاشتم ببینم .
- معمولا فیلمها رو تیکه تیکه میبینم . دو یا سه شب طول میکشه تا ببینم . این فیلمو یکهو دیدم تا آخرش . چهارشنبه همش ذهنم درگیر این فیلم بود . وقتی رسیدم خونه یه تیکه هاییش رو گذاشتم دیدم . پنجشنبه بازم سر کار داشتم بهش فکر میکردم و وقتی رسیدم خونه باز یه تیکه هاییش رو گذاشتم دیدم.
- جمعه بازم بهش فکر میکردم . رسیدم خونه دیدم اینطوری نمیشه گذاشتم از اول دیدمش تا آخر و باهاش گریه کردم .
- فازم چیه ؟
-فردا شنبه است و خونه هستم . نمیدونم چی میشه . بهتون میگم بعدا
- به تازگی ارتباطم با دو نفر از دوستانم سر پول قطع شد
- نفر اول کسی بود که به من گفت اگر پول میخوای به من بگو و من بهش گفتم و یکهو دیگه هیچ تکست و تلفن منو جواب نداد و همین
- نفر دوم کسی بود که به یه مشکلی خورد و من بهش پول دادم و تاکید کردم سر وفت بهم برگردونه ولی اون مریض شد و نتونست و من خیلی تحت فشار بودم و بعد از دوماه یه بار صدام در اومد و بهش تکست دادم و گله گذاری کردم اون هم زنگ زد و بهم و یه جورایی دعوامون شد و همین .
- داشتم فکر میکردم اگه قرار بود با این دومی هم قطع رابطه کنم خوب بود مثل دوست اولی همون موقع که ازم پول خواست قطع رابطه میکردم نه اینکه پول رو بدم و دیر بهم بده و دعوامون بشه و بعد برگردیم همون جای اول
- ماجراها خیلی مفصل تر از اینه ولی من خلاصه گفتم . تازیگها حوصله تعریف کردن داستانهام رو ندارم و ازش میگذرم
- بعد از خبر سقوط هواپیما هنوز آدم قبلی نشدم . یعنی سقوط یه طرف وقتی فهمیدم با موشک مهندم شده خیلی حال و روز بدی پیدا کردم و هنوز حالم درست نشده . البته مدتیه که همش خبرهای بد میشنویم و دیگه واقعا همش تلخه
- توی ماشین و موقع رانندگی کتاب گوش میدم و حس خوبی داره که از وقتم خوب استفاده میکنم . کتاب قبلیم ایران جامعه کوتاه مدت بود که در حقیقت چند تا مقاله است و زود تموم شدالبته قبلش کتاب انسان خردمند رو چون نمیشد از سایتهای ایرانی خرید به طور غیر قانونی دانلود کردم و گوش دادم که خیلی خیلی لذت بردم ازش . حالا کتاب ایران بین دو انقلاب رو خریدم و دارم گوش میدم و خب تاریخ ایران بین انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷هست .
- با دوستم تماس گرفتم و گفتم ما میگیم چه نسل بدبختی بودیم توی این برحه زمانی ایران اما من هر چی تاریخ میخوانم حتی یک برحه خوب و افتخار آمیز نداشتم . میگن که زمان کوروش خوب بوده که نمیشه اعتماد داشت که واقعا اطلاعات درستی از اون موقع به دست ما رسیده باشه بعد هم ۲۵۰۰ سال پیش به ما چه ؟ یعنی هر زمانی رو توی تاریخ بررسی میکنی یه فضاحتی توش بوده . باجهایی که قاجار به روسیه و انگلیس میدادن ُ جنگ در زمان رضا شاه ُ کودتای ۲۸ مرداد و این ۴۰ ساله اخیر رو هم که داریم میبینیم . یعنی واقعا به چه چیزی تو تاریخمون مینازیم ؟ خیلی حالم گرفته است .
- شرکت خوبه و مدت آزمایشیم تموم شد و تقریبا حقوقم رو ۱۰ درصد اضافه کردند و بیمه تکمیلی رو هم برقرار کردند که در اولین فرصت باید یه دندونپزشکی برم که یکهو گرفتار نشم . کارش خوبه ولی داره یه مقدار پر فشار میشه و منم اضظراب میگیرم این طور موارد ولی چاره ای نیست .
- کلی هم فیلم دیدم این مدت . یکی از مهم ترینهاش فیلمی بود به اسم post با بازی مریل استریپ و تام هنکس که در سالهای ریاست جمهوری نیکسون میگذره و این دو نفر صاحب و سردبیر روزنامه واشنگتن پست هستن و به اسنادی از جنگ ویتنام دست پیدا میکنن که نشون میداده امریکا میدونسته اون جنگ رو نمیبره اما جنگ رو ادامه داده و بعد از چاپ این مطالب دولت ازشون شکایت میکنه که نباید اسناد سری من رو چاپ میکردین و کلی دادگاه میرن اما در نهایت قاضی ها اعلام مینن که روزنامه باید در خدمت مردم باشه نه دولت و اونها رو تبریه میکنه و اینجا بود که برای بار هزارم فهمیدم قوه قضاییه باید مستقل باشه تا کسی جرات نکنه خلاف قانون عمل کنه . دیشب هم فیلم contagion رو دیدم که در مورد یه ویروس مرگبار و به شدت مسری بود که از هنگ کنک شروع شد و منشا اون هم خفاش بود . فیلم ساخته سال ۲۰۱۱ میلای بود و تشابهش با ویروس کرونا خیلی عجیب بود . فیلم خوش ساختی با کلی هنرپیشه معروف بود و به دیدنش می ارزید .
خوب باشین
- سقوط هواپیما یه خبر خیلی بد بود . حال همه گرفته شد . خیلی اعصابمون خورد بود شایعه های زیادی شنیده میشد . به همکارهای ایرانیم میگفتم بابا این چیزی نیست که بشه لاپوشونی کرد ُ جعبه سیاه هست و پای یه شرکت غیر ایرانی وسطه . اگه هواپیما نقص فنی داشته سهام اون شرکت سقوط میکنه و بدبخت میشن و تازه باید کلی غرامت بدن . اگر ایران حمله کرده هم ایران باید غرامت بده و الان توی دنیا کسی از پول نمیگذره و حتما ته و توش رو در میارن .
- یکی از همکارهام دو تا پسر کوچیک داره ُ ۴ ساله و ۲ ساله . یه بار گفت بزرگه کوچیکه رو میزنه و ما خیلی ناراحت میشیم . همون روز رفته بودم توی یه مغازه ای که خرت و پرت داره و دوتا بسته ماژیک خریدم و بردم براش گفتم اینا رو بده بهشون و بگو چون برادرهای خوبی هستین و دعوا نمیکنین همکارم براتون جایزه خریده . با خانم همکارم تو اینستا گرام لینک هستیم و خانمش برداشت صدای پسر بزرگه رو ضبط کرده بود که داشت از من تشکر میکرد و تو اینستا برام فرستاد . پسرش هم تشکر کرده بود و هم گفت من دوو (man doo) که من قبلا از پدرشون شنیده بودم که دوو یعنی دوستت دارم و وقتی اینو شنیدم کاملا پس افتادم .
- همکار شرکت قبلیم خیلی خوبه و باهم تماس داریم . جمعه شب بهش پیغام دادم که ممکنه یه مدت زیاد از من خبری نشه و نگران نشو اما خب یه پسر خیلی !!! جوون برام پیغام فرستاده و گفته دوستم داره و من سرم گرم میشه
. اون آنلاین نبود و من گوشی رو گذاشتم و رفتم و وقتی برگشتم خبر دادن که نیروهای مسلح اعلام کرده کار ما بوده که حال و روزم خیلی بد شد و دوستم که از لحنم فهمیده بود موضوغ چیه ایموجی خنده گذاشت که فقط براش نوشتم خبر رو شنیدم و حال هیچی رو ندارم .
- چه روزهایی رو گذروندم و چقدر حال و روزم بد بود و نمیدونم به خانواده های اون بیچاره ها چی گذشته ولی واقعا خدا برای کسی نیاره
- هنوز به حال اول برنگشتم . امروز رفتم صفحه انجمن معماران اونتاریو رو ببینم که دیدم عکس یه خانم ایرانی با دوتا بچه اش رو گذاشتن که بیچاره رجیستر هم شده بود و توی هواپیما بوده . از طرف آموزش و پرورش دعوتمون کردن به مراسم یادبود و خلاصه رد این فاجعه رو دایم میبینیم و غصه میخوریم .
- چقدر ظلم ممکنه توی یه کشور وجود داشته باشه ؟