- دوشنبه هنوز خوب نشده بودم . سه شنبه هم همینطور و با روند خیلی کندی رو به خوب شدن میرفتم و آخر هفته بد نبودم اما جمعه که رسیدم خونه دیدم حالم دوباره بد شد و دارم تب میکنم و گلوم هم درد کمی داره . دیگه پاشدم رفتم بیمارستان و تست مزخرف کورونا رو دادم و امدم خونه افتادم . شنبه رو فقط دراز کشیدم و یکی از دوستام برای نهار آورد اونم ماهیچه که واقعا مقوی بود . تا شب فقط استراحت کردم و خیلی بهتر شدم . یکشنبه صبح پاشدم باز اون پیغام داد برات نهار میارم گفتم بهتر شدم و خودم یه چیزی درست میکنم گفت نه میارم و من یک کم استراحت کردم و یه کم هم به پروژه شخصیم رسیدم و قبل ظهر جواب تست اومد که منفی بود و من یه نفس راحتی کشیدم .
الان که یکشنبه شب هست دیگه کار این مرحله پروژه ام رو هم تموم کردم و فرستادم برای کارفرما ولی بازم بیحالم .
- یک سال تمام مرخصی نگرفتم که تعطیلات سال نو برم ایران که نشد حالا مجبورم هی هر هفته مرحصی بگیرم چون به سال جدید منتقل نمیشه . فردا که دوشنبه است رو مرخصی گرفتم و با توجه به اینکه این دو روز تعطیلی خرید خونه رو انجام ندادم فردا میتونم برم خرید و یه سری کارهای دیگه .
-خیلی خیلی کم انرژی شدم و کاملا هفته پیش میدیدم که صبحها حالم خوبه ولی عصر و شب که خسته میشم حالم بد میشه .
چه میشه کرد ؟ تازه من کار دوم هم دارم که اونم زور داره
سلامت باشین
- یکی بهم گفت هر کی واکسن آنفولانزا زده مریض شده . گفتم نه بابا بچه های من زدن و هیچی نشد . آقا ما این واکسن رو زدیم و مریض شدیم بدجور . البته بدجور نه ولی انگار یه آنفولانزای خفیف گرفتم . کمی آبریزش بینی ، کمی درد و کمی تا قسمتی عطسه . امروز که جمعه باشه رو مرخصی گرفتم و فعلا دارم استراحت میکنم .
- ۴ روز پیش سعی کردم جوونه ماش درست کنم و امروز دیگه برداشتم انجام شد . خیلی خوب نشد اما قابل خوردنه و باز هم درست میکنم . اینو بگذارین کنار ماست درست کردنم و باید بزودی یه پروژه جدید شروع کنم .احتمالا یه چهل تیکه جدید رو شروع میکنم . چند ماه پیش با لباسهای کهنه ای که قابل بخشیدن به خیریه نبود یه رو تختی چهل تیکه برای خودم درست کردم . حالا باز لباسها جمع شده شاید یه چیز دیگه درست کنم .
- دوتا کادوی کریسمس بیشتر نباید میخریدم و خریدمشون حالا باید برم به روش کنترل از راه دور تحویلشون بدم . الان که زوده . نزدیک کریسمس . البته کانل رادیویی مورد علاقه من دو ماه تمام آهنگ کریسمس میگذاره و ملت از اول نوامبر چراغونی هاشون رو شروع میکنن .
- این سه روز رو باید استراحت کنم تا برای دوشنبه دیگه مریض نباشم . این یک دستوره ! 
- کورونا همچنان داره میتازه و شهر ما رو تعطیل کرد . البته خوشبختانه من میرم سر کار . اگه شرکتها هم تعطیل بشن امکان دورکاری برای ما هست .
- من پرولاپس میترال دارم و این باعث میشه بعضی اوقات نفس تنگی بگیرم . دیشب یکهو دیدم نفسم خیلی تنگ شده و به زحمت میتونم نفس بکشم . گلوم هم بدجور خشکه دیگه کلی ترسیدم . فکر میکردم که من مریض بشم کی کارهای خونه رو انجام بده ُ کی خرید کنه ؟ خلاصه به بچه ها چیزی نگفتم و با خودم گفتم صبح پا میشم و اگه دیدم حالم بده میرم بیمارستان برای تست کورونا و سر کار هم نمیرم تا جواب تست بیاد که صبح دیدم بهترم و منتفی شد .
- یه مقدار زیادی پوینت روی کردیت کارتم داشتم با خودم گفتم تبدیلش کنم به کارت خرید و برم برای تلویزیون ساند بار بخرم . اما هر چی سایت بانک رو باز میکردم نمیتونستم انجام بدم . زنگ زدم بانک و کامل راهنماییم کرد ولی گفت الان این کارو نکن بگذار هشت روز دیگه بین ۲۰ تا ۲۵ درصد تخفیف برای همشون میخوره 


- مدارکی که از سفارت باید میومد اومد و از اینکه این کار انجام شد خیلی خوشحالم . ۳ ماه دیگه باید برای معافی پسرم اقدام کنم و اونم خیلی خوبه .اگر کسی مراحل کار رو در این مورد میدونه و بهم بگه ممنون میشم .
- خدا رو شکر
- خب کامپیوترم بعد از ۴ هفته رسید دستم و همین الان در بدر دنبال حرف پ توی کیبوردش بودم 
-تقاضای ترفیعم قبول شد ولی افزایش حقوق بجای ۱۲ درصد شد ۷ درصد که کمی نامید کننده بود ولی گفتن که ۳ ماه دیگه اون ۵ درصد رو میدن که خدا میدونه .
- کارهای برقی خونه به بدبختی تموم شد و یه نفسی کشیدم از این کار که انجام شد . دیگه تا وقتی داستان کابینتها و بازسازی آشپزخونه بخواد انجام بشه کار اساسی انجام نمیدم . کارهای خورده ریزی که خودم انجام بدم فرق داره چون خرج زیادی نداره .
- چند تا فیلم و یه سریال دیدم . فیلم All the President's Men با بازی داستین هافمن و رابرت رد فورد که ماجرای واترگیت بود و قشنگ بود . فیلم the Intouchable که یه فیلم فرانسوی بود و فوق العاده ُ فوق العاده بود . اگر ندیدین همین الان برین ببینین . یه سریال ۷ قسمتی هم تازه نتفلیکس آورد به اسم the queen's gambit که اونم بسیار بسیار قشنگ بود و دیدم تموم شد .
- پروژه ای که تو خونه داشتم رو دارم لک و لک انجام میدم و این خیلی بده باید بیشتر وقت بگذارم .
-پس چرا بازم دارم مینویسم ؟ برم سر پروژه ام :)
- وقتی اومدیم این خونه یک سال از اومدنمون به کانادا میگذشت . بیشترش رو کار نداشتم و برای اینکه میدونستم جابجایی دارم و البته به دلیل ملاحظات مالی وسیله زیادی نخریدم . وقتی هم خونه رو خریدیم که اوضاع مالی سخت تر شد . صاحبخونه قدیمی داشت میرفت به یه آپارتمان بنابراین جای زیادی برای همه وسایلش رو نداشت و بعضی وسایل رو برای من گذاشت . مهمترینش وسایل باغبونی بود که فکر نکنم با 1500 دلار هم میتونستم این همه وسیله بخرم . یه سری هم میز و کشو و کتابخونه رو بهم نشون داد و گفت اینا شرایط ایده آلی ندارن ، میخواهی ؟ که من گفتم آره چون از هیچی بهتر بود .
توی وسایل یه کتابخونه بود که دیگه زیادی قراضه بود و دیگه این اواخر داشتم حرص میخوردم از قیافه اش . بالاخره امروز رفتم آیکیا و دو کتابخونه کوچیک خریدم و اومدم خونه بلافاصله سر همش کردم و گذاشتم سر جاش . فردا صبح کتابخونه قبلی رو میگذارم دم در که ببرنش و بسی خوشحالم .
- فردا الکتریشن میاد . یک سری روشنایی های خونه رو یا دوست نداشتم یا کم بود و کم کم خریدم و گذاشتم کنار و فردا برقکار میاد برای نصب .
- پروژه بعدی برای خونه تعویض کابینت ها هست . کابینت ها خیلی قدیمیه و دونه دونه کشو هاش داره میشکنه . خود کشو ها نه ولی یه قطعه خاصی ازش که وقتی سرچ کردم دیگه گیر نمیاد . فعلا دارم باهاش میسازم چون میخوام کابینت ها رو از آیکیا بگیرم و معمولا یه حراجی در مورد وسایل آشپزخونه داره که میخوام اون موقع خریدم رو انجام بدم .
-برقکار که بره میخوام سقف آشپزخونه رو رنگ کنم تا وقتی کابینت ها عوض میشه رنگ کاری کمتری داشته باشم .
- درخواست افزایش حقوق کردم به میزان 12 درصد و این عنوان شغلیم رو هم عوض کنن . فعلا جوابی نگرفتم ولی همزمان برای شغل جدید هم اپلای کردم .
- مرخصی هام رو جمع کرده بودم که با تعطیلات سال نو روی هم بگذارم و ایران برم که کورونا گند زد بهش . حالا میخوام کم کم مرخصی بگیرم . البته یه سری کار هم هست که دارم لیست میکنم برای تعطیلات که انجام بدم .مثل آپدیت کردن پورتفولیوم .
- کامپیوترم بعد 3 هفته هنوز دستم نرسیده و هر بار هم به شرکتش زنگ میزنم کسی برنمیداره 
- الان ساعت 5 صبحه و من از ساعت 2 بیدارم
همین