- تمرین آخر کورس رو تحویل دادم . کامل نیست ولی دیگه نمیتونستم روش کار کنم . نمره کامل که نمیخوام فقط میخوام پاس بشه .
- چند تا فیلم دیدم ولی Green book رو خیلی خوشم اومد و بعدش هم whiplash . فیلم ایرانی هم جهان با من برقص رو دیدم که با وجود چیزهای غیرعادی ای که داشت در کل ازش خوشم اومد مخصوصا بازی هانیه توسلی که نقشش رو خیلی خوب در آورده بود .
- برنامه پسا دانشگاه و پسا مامان و بابا رو باید بریزم که کلی کار دارم . مامان و بابا ویکند آینده میرن . امیدوارم بهشون خوش گذشته باشه .
- شرکت کارداره و به شدت دارم کار میکنم . با تمام سرعت و قوا . بازم باید خدا رو شکر کنم . بزودی یک سال میشه که اینحا هستم و میخوام اضافه حقوق درخواست کنم .
- خب مامان و بابا رفتند و جواب قبولی کورس رو گرفتم و این یعنی ییهو سرم خیلی خلوت شد ، البته یه لیست بلند بالا از کار دارم که باید دونه دونه بهشون برسم . از عوض کردن روغن ماشین تا رفتن به دندون پزشکی چون دندونی که روت کانال کرده بودم درد گرفته .
- جای خالی مامان و بابا به شدت حس میشه ولی خب چاره ای هم نیست حالا امیدوارم بتونم به زودی برم ایران
- دوستم از ایران یه ورزش خیلی ساده برام فرستاده که با همون باعث شد درد شونه ام تقریبا از بین رفت و خیلی حال و روزم خوب شد .
- مرحله اول کار رو با ضرب و زور و یه همکار جدید و کار تو تعطیلات آخر هفته تحویل شد و باز دوباره داره نظرات مشعشع کارفرما میاد و تغییرات اعمال میشه اما نه با فشاری که هفته قبل بود .
- مامان اینا هنوز هستن و گشت و گذار میریم اما نه زیاد . هوا یه کم ملس شده و غمم گرفته از اینکه قراره زمستون بیاد .
- یه فروشگاه رنگ حراج زده بود . رفتیم ویه کم رنگ خریدیم و میخواهیم بعد از رفتن مامان اینا اتاق بچه ها رو رنگ کنیم . باغچه خیلی کار داره و امید داشتم بابام بیاد و یه کم بهش برسه اما محض رضای خدا دست به باغچه نزد و باید تو ویکند بریم یه کم راست و ریسش کنیم .
- کلی کار پزشکی برای خودم و ماشینم !!! دارم باید برم بهش برسم که بازم گذاشتم برای بعد رفتن مامان اینا .
- فعلا خبری نیست . سلامت باشین
- از دور کاری رسیدم به نزدیک کاری !! و خر کاری . یعنی مدیرم میگه این نقشه ها باید روز فلان آماده باشه . بعد میاد یه لیست بلند بالا از تغییرات میگه و من میگم اینا برای هر مدل خونه ۲ روز کار اضافه میکنه . میگه نه زمان تحویل همون قبلیه !!! منم تو دلم گفتم به شخمم و ریلکس به کارم ادامه دادم . این که خوبه یه دختر برزیلی همکارمه که خیلی دستش تنده بهش گفتم رییس میگه عجله داریم اما تو اصلا عجله نکن . نمیخوام دقت فدای سرعت بشه . دو ماه دیگه نمیگن کار سریع جمع شد ، میگن اینهمه ایراد داره . اونم گفت باشه .
- با مامان و بابا در حال گشت و گذاریم . جاهایی که دم گوشمون هست ولی تا حالا حالش رو نداشتم که بریم . چیز زیادی از سفرشون باقی نمونده و باید از این روزها استفاده کرد .
- یه کم درگیر این بودم که بیمه ماشینم رو عوض کنم . باورتون بشه یا نه بیمه ماهیانه ماشینم از lease اون بیشتره !!! ولی هر چی بالا و پایین کردم دیدم نباید الان بیمه اش رو عوض کنم و تمرگیدم سر جام .
- شرکت بیمه خونه بازرس فرستاده بود و یه ایرادهایی گرفته بود و بهم ضرب العجل داده بود که درستش کنم . درگیر بودم تا اونا رو درست کنم و بعد با عکس و شرح و تفسیر براشون بفرستم . گرفتاری شدم .
- بیخوابی ها یه مدت امونم رو بریده بود ولی بهتر شدم ولی متاسفانه یه درد که سالها بود ولم کرده بود سراغم اومده و خیلی اذیتم میکنه و اونم frozen shoulder هست .
- زیاده عرضی نیست
- خب بالاخره با دلهره بسیار زیاد مادر و پدرم به تورنتو رسیدن . مردم و زنده شدم تا رسیدن همش میترسیدم نگذارن بیان ولی خدا رو شکر اومدن . صحنه فرودگاه با همیشه فرق داشت .ورود به سالن فرودگاه که برای کسانی که اومده بودن دنبال مسافرها ممنوع بود و همه بیرون ایستاده بودن . مسافرها که میرسیدن نه بوسی و نه بغلی . خیلیها که با اسپری ضد عفونی به استقبال میومدن و اول سرتا پای مسافر رو و بعد چمدونهاش رو اسپری میزدن . یعنی یک سال پیش فکرشو هم نمیکردیم این منظره ها رو ببینیم .
- بعد از رسیدن مادر و پدرم مستقیم رفتیم تو قرنطینه دو هفته ای . منم دو سه روز از خونه کار کردم دیدم دارم خل میشم . هم جام ناراحته هم خونه شلوغه (با اینکه نسبتا رعایت منو میکردن ) و بدون اتاق هم هستم ( اتاقم رو دادم به پدر و مادرم ) دیگه شنبه رفتم تست کورونا دادم و یکشنبه جوابش اومد و منفی بود . به شرکت اعلام کردم که تست دادم و جواب نست رو هم براشون ای میل کردم اما گفتن دوشنبه نیا شرکت تا از بقیه نظر سنجی کنیم که بیای یا نه . دوشنبه بهم گفتن بچه ها رای دادن که نیای . منم دیگه مجبور شدم این هفته رو هم خونه بمونم تا دوشنبه ای که میاد و سه شنبه دیگه میتونم برم سر کار.
- تست کورونا رو که نگو یه گوش پاک کن به طول ده تا پونزده سانت میکنن تو دماغ آدم ، میره میخوره پس کله آدم وقتی که دلت غش رفت تا ۱۵ میشمرن و بعد درش میارن . خدا نیاره براتون . بعد نشستم تا دکتر هم اومد و ویزیت کرد و رفت . جوابش رو هم آنلاین گرفتم .
- خب سه شنبه قرنظینه تموم میشه و باید یه کم بریم گشت و گذار و راستش رو بخواهین بعد از کار انقدر خسته و کوفته هستم که نمیدونم چطور اینها رو ببرم بیرون و بگردونم .
- سالم باشین
- دیدین منشی دکترها ژستشون بیشتر از دکتره ؟ خب حالا ببینین خانم رییس ما چقدر ژست داره ! یعنی دیروز از دستش بغض کرده بودم تو محیط کار انقدر ژست گرفت و مزخرف گفت . خاک بر سر من کنن که هم تحصیلاتم ازش بیشتره هم کار شرکت رو بیشتر واردم ( هم رشته ما نیست ) اما چون خانم رییس هست باید ازش حرف بخورم .
- چه اعصابی از من خورد کرد بیشعور