-
816- گشت و گذار
جمعه 24 مرداد 1399 20:23
- از دور کاری رسیدم به نزدیک کاری !! و خر کاری . یعنی مدیرم میگه این نقشه ها باید روز فلان آماده باشه . بعد میاد یه لیست بلند بالا از تغییرات میگه و من میگم اینا برای هر مدل خونه ۲ روز کار اضافه میکنه . میگه نه زمان تحویل همون قبلیه !!! منم تو دلم گفتم به شخمم و ریلکس به کارم ادامه دادم . این که خوبه یه دختر برزیلی...
-
814 - قرنطینه
پنجشنبه 2 مرداد 1399 21:48
- خب بالاخره با دلهره بسیار زیاد مادر و پدرم به تورنتو رسیدن . مردم و زنده شدم تا رسیدن همش میترسیدم نگذارن بیان ولی خدا رو شکر اومدن . صحنه فرودگاه با همیشه فرق داشت .ورود به سالن فرودگاه که برای کسانی که اومده بودن دنبال مسافرها ممنوع بود و همه بیرون ایستاده بودن . مسافرها که میرسیدن نه بوسی و نه بغلی . خیلیها که با...
-
813 - منشی دکترها
سهشنبه 17 تیر 1399 22:17
- دیدین منشی دکترها ژستشون بیشتر از دکتره ؟ خب حالا ببینین خانم رییس ما چقدر ژست داره ! یعنی دیروز از دستش بغض کرده بودم تو محیط کار انقدر ژست گرفت و مزخرف گفت . خاک بر سر من کنن که هم تحصیلاتم ازش بیشتره هم کار شرکت رو بیشتر واردم ( هم رشته ما نیست ) اما چون خانم رییس هست باید ازش حرف بخورم . - چه اعصابی از من خورد...
-
812 - زندگی ...
یکشنبه 15 تیر 1399 03:55
- جز خبر بد از ایران چیزی نمیاد و حسابی کلافه ام میکنه . نمیدونم چطور بعضیها میتونن ایران رو بگذارن پشت سرشون و اینجا حتی از خبرهاش چیزی رو پی نگیرن . من که اصلا نمیدونم کانادا چه خبره و فقط اخبار ایران رو دنبال میکنم . - فیلمهای کتابخونه رو میبینم و خوبه و پیاده روی صبحها برقراره این از روزمرگیم . - دندنم رو روت...
-
811 - مرحله به مرحله
چهارشنبه 4 تیر 1399 06:52
- روند بازگشایی مراکز تجاری داری مرحله به مرحله انجام میشه و این ترسناکه . من جرات مال رفتن ندارم . همکارم که رفته بود میگفت دم در همه مغازه ها هم صف بوده که واقعا سخته بخوای برای کفش خریدن صف بایستی . اما داشتم فکر میکردم مردم کانادا دو سه ماه خرید نکردن !!! شما نمیدونین مراکز خرید اینحا چقدر بزرگه و هر بار که میری...
-
810 -
شنبه 24 خرداد 1399 17:57
زندگی به روال قبل ادامه داره . یک مقدار داره سختگیریها کمتر میشه . از مطب دندونپزشکی زنگ زدن که بیا و ما باز هستیم . رفتم و وقتی دندون رو باز کرد دید روت کانل میخواد و باید انجام بدم و این یعنی بیمه امسال تموم میشه میره پی کارش . کتابخونه ها اول گفتن که باکس هایی که برای برگردوندن آیتم ها هست رو باز کردن و من رفتم...
-
809
شنبه 10 خرداد 1399 19:32
- بارون اومد و هوا یه کم معتدل شد . قدم زدن های صبح ادامه پیدا کرد و کلی داره بهم میچسبه - یه سری فروشگاهها که توی مال ها نیستن باز کردن ولی کلی دم درشون صف هست و آدم سرویس میشه -اوایل کورونا یک سری از خانه های سالمندان تو کانادا خیلی کشته دادن و تمام کارمندهاشون اون بیچاره ها رو ول کردن به امان خدا و نرفتن سر کار ....
-
808 - زمستون و تابستون
دوشنبه 5 خرداد 1399 19:06
- از زمستون ییهو و جفت پا پریدیم تو تابستون . یعنی تا هفته پیش سیستم گرم کننده خونه روشن بود این هفته سیستم سرد کننده . این وسط من یادم نیست روزی بوده باشه که هیچی روشن نباشه . - صبح پاشدم رفتم قدم زدم و هوا عالی بود یعنی هنوز گرم نشده بود و مسیرهای خیلی قشنگی رو هم رفتم . - کار کماکان ادامه داره و خوبه . فشار زیاد...
-
807- هارولد لوید
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399 18:39
- سریال تموم شد و یکهو به سرم زد ببینم اون فیلم هارولد لوید که شونصد بار دیدیم و توش شهردار نیویورک میشه رو میتونم پیدا کنم یا نه که بعله یوتوب داشت و نشستیم به دیدن . کیفیت که خوب نیست ولی نسبت به فیلمی که سال ۱۹۳۴ ساخته شده عالیه . هنوز تموم نشده ولی کلیت داستانش رو که برای پسرم گفتم کلی کیف کرد و گفت باید جالب باشه...
-
806 - DARK
دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 20:37
- سریال Dark رو داریم میبینیم و خیلی به نظرم جالبه . دوبله فصل اولش خیلی بد بود اما به نظرم این فصل بهتره . البته دوبله به انگلیسی چون اصل سریال آلمانیه . اگر کسی سریال های معمایی دوست داره توصیه میکنمش - دارم یه فایل دانلود میکنم و میزنه ۳ دقیقه مونده و منم خوشحال بعد میرم و میام میبینم زده ۲۹ روز مونده ! زیبا نیست ؟...
-
۸۰۵ - پروژه
دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 22:06
- یه پروژه قدیمی که تقریبا تمومش کردم به مشکل برخورده و این روزها دارم روش کار میکنم . یادم رفته بود چقدر از کار کردن با این همکار مهندس سازه ام حرص میخوردم . برای من واقعا تعجب آوره کسی که دانشکاه خواجه نصیر ایران لیسانس گرفته و تو کانادا فوق لیسانس گرفته و Professional Engineering هم گرفته یعنی تایید کرده مدرکشو ولی...
-
۸۰۴ - ادامه زندگی
شنبه 6 اردیبهشت 1399 05:46
- برگشتم به روال قبلی و این هفته رفتم شرکت . سعی میکنیم فاصله رو رعایت کنیم و البته تعدادمون هم زیاد نیست توی شرکت . کار به وفور داریم ولی شرکت زمزمه کرده که ما از ماه جدید ۷۵ درصد کار کنیم که امیدوارم اینطور نشه . خودشون هم میگن کار داریم ولی نقدینگی کم شده . خب شهرداریها بسته هستن و یا اینکه کم کار میکنن و این باعث...
-
۸۰۳ - کار و قرنطینه
پنجشنبه 28 فروردین 1399 20:21
- دو هفته بیشتر گذشت از اون روزی که همکارم سرفه میکرد و اتفاق خاصی نه برای اون افتاد و نه من اما من دیگه از خونه کار میکنم . - صندلی میز کارم رو آوردم پشت میر ناهار خوری و یه کم بهتر شد اما بعد دیدم میز ارتفاعش کمه و صندلیم بخاطر دسته هاش نمیره زیر میز و ادیت میشم برای همین گفتم پسرم دسته ها رو درآورد و الان بهتره -...
-
802- دور کاری و غیره
جمعه 15 فروردین 1399 18:22
- یه روز از خونه کار کردم بد نبود ولی دیدم یه مقدار هماهنگی باید انجام بدم برای همین دوشنبه رفتم سر کار . هیچکس جز همکار کنار دستی من نیومده بود و اونم سرفه میکرد !!! راستش زیاد نترسیدم چون ازش پرسیدم چی شده سرفه میکنی و به نظرم اومد که مشکل چیز دیگه ای هست اما تو شرکت با ماسک نشستیم هر دو . بقیه هفته رو هم از خونه...
-
۸۰۱- از هر دری
شنبه 9 فروردین 1399 18:51
- یک خواننده گرامی به اسم نسیمه یه سوال از من پرسیدن که امیدوارم اینجا رو بخونن و متاسفانه اصلا اطلاعی ندارم که بتونم راهنماییشون کنم . - یه روز از تو خونه کار کردم و دقیقا همون روز تو خونه شیر نداشتیم ( سالی یکبار هم این اتفاق نمیفتاد)و من نتونستم قهوه بخورم چون بدون شیر نمیخورم . خلاصه بدون قهوه بودن سخت بود ولی در...
-
۸۰۰ - از هر دری
چهارشنبه 21 اسفند 1398 19:12
-سال نو مبارک یا به قول بعضیها تموم شدن سال ۹۸ مبارک ! - ترکیب غربت و قرنطینه دیگه یه چیزیه افتضاح اندر افتضاح ٰ خدا نیاره براتون از بقیه روزمرگیهام بگم : دسترسی به فیلمم اینجا خیلی خوبه . کتابخونه و نتفلیکس و یوتیوب . کتابخونه ها رو تعطیل کردن اما یوتیوب و نتفلیکس وجود داره . یه لیست بلند بالا داشتم از کتاب و فیلم که...
-
۷۹۹ - دوستم تنها شد ...
چهارشنبه 21 اسفند 1398 19:05
- بنا به ساعتهای زیادی که تنها هستم داشتم تو گوشی میچرخیدم که یکهو بالاش نوتیفیکیشن تلگرام رو دیدم . همون همکلاسیم تو پی وی نوشت همسرم فرشته شد . دلم ریخت و فورا رفتم جوابش رو دادم که چی شده ؟ گفت همسرم آسمونی شد . گفتم میشه بهت زنگ بزنم ؟گفت نه نمیتونم صحبت کنم و فقط یه چند جمله ای رد و بدل کردیم . - نمیدونم موندن...
-
798 - قوی بودن یا قوی نبودن ...
سهشنبه 13 اسفند 1398 22:27
- در یک سال و نیم اخیر اتفاقهای عجیب و غریبی به من گذشت . البته ۴ ماهه اخیر که توی این شرکت هستم با ثبات بودم و چیز خاصی نشده اما اتفاقهای قبلش جوری بود که الان که بهش فکر میکنم به خودم میگن چطور ازش جون سالم به در بردم ؟ - با دوستم تو امریکا حرف میزدم . یه مقدار زندگیش سخته و درد دل میکرد . بعد خودش هم فهمید که در...
-
۷۹۷ - فیلمها
سهشنبه 6 اسفند 1398 18:34
- اگه به کسی نمیگین از سه شنبه قبل تا امروز که سه شنبه بدون استثنا هر روز فیلم عصبانی نیستم رو دیدم . یعنی راستش دو بار تیگه هاش رو دیدم . امروز هم هنوز ندیدم ( یعنی میخوام ببینم ) و بقیه روزها کامل دیدمش . یه چیزیم میشه میدونم - ترانه جون یه مدتیه از یوتیوب سرچ میکنم و فیلم میبینم و البته بعضی فیلمها رو هم دانلود...
-
796 - عصبانی نیستم
جمعه 2 اسفند 1398 21:05
- سه شنبه سرچ کردم تو یوتیوب و چند تا فیلم ایرانی پیدا کردم . اسمهاشونو سیو کردم دونه دونه ببینمشون . اول فیلم عصبانی نیستم رو گذاشتم ببینم . - معمولا فیلمها رو تیکه تیکه میبینم . دو یا سه شب طول میکشه تا ببینم . این فیلمو یکهو دیدم تا آخرش . چهارشنبه همش ذهنم درگیر این فیلم بود . وقتی رسیدم خونه یه تیکه هاییش رو...
-
۷۹۴ - پول
جمعه 25 بهمن 1398 19:34
- به تازگی ارتباطم با دو نفر از دوستانم سر پول قطع شد - نفر اول کسی بود که به من گفت اگر پول میخوای به من بگو و من بهش گفتم و یکهو دیگه هیچ تکست و تلفن منو جواب نداد و همین - نفر دوم کسی بود که به یه مشکلی خورد و من بهش پول دادم و تاکید کردم سر وفت بهم برگردونه ولی اون مریض شد و نتونست و من خیلی تحت فشار بودم و بعد از...
-
۷۹۳ - بعد از سانحه
سهشنبه 15 بهمن 1398 19:16
- بعد از خبر سقوط هواپیما هنوز آدم قبلی نشدم . یعنی سقوط یه طرف وقتی فهمیدم با موشک مهندم شده خیلی حال و روز بدی پیدا کردم و هنوز حالم درست نشده . البته مدتیه که همش خبرهای بد میشنویم و دیگه واقعا همش تلخه - توی ماشین و موقع رانندگی کتاب گوش میدم و حس خوبی داره که از وقتم خوب استفاده میکنم . کتاب قبلیم ایران جامعه...
-
۷۹۲ - باورم نمیشه
چهارشنبه 25 دی 1398 22:56
- سقوط هواپیما یه خبر خیلی بد بود . حال همه گرفته شد . خیلی اعصابمون خورد بود شایعه های زیادی شنیده میشد . به همکارهای ایرانیم میگفتم بابا این چیزی نیست که بشه لاپوشونی کرد ُ جعبه سیاه هست و پای یه شرکت غیر ایرانی وسطه . اگه هواپیما نقص فنی داشته سهام اون شرکت سقوط میکنه و بدبخت میشن و تازه باید کلی غرامت بدن . اگر...
-
۷۹۱ - تنبلی و فیلم و خبر بد و خبر بد و خبر بد
چهارشنبه 18 دی 1398 19:12
- اول از آخر بگم که اینقدر خبر بد از ایران میاد که نمیگذاره یه کم از انقباض در بیایم . حالم خیلی گرفته است . قبلا خبرها در حد سایتها و گروههای ایرانی بود اما از کشته شدن سلیمانی به بعد رادیوی کانادا هم که تو شرکت برای پخش موزیک روشنه این خبرها رو میگه . ترور فرمانده سپاه ُ بعد حمله موشکی ایران و بعد سقوط هواپیما .-...
-
۷۹۰ - کریسمس و این صوبتا
پنجشنبه 5 دی 1398 09:53
- خب کریسمس اومد و رفت . یه مقدار کادو دادیم و گرفتیم و خوب بود . بهترینش دختر همسایه بود که براش یه عروسک میومون گرفته بودم و صبح روز کریسمس مادرش عکسش رو با عروسکه برام فرستاد و قیافه خندون دختره انقدر قشنگ بود که کلی حالم رو خوب کرد . لابد فکر میکنین دختره کم اسباب بازی داره که ذوق کرد وباید بهتون بگم خونشون عین...
-
۷۸۹ - لاک و بقیه قضایا
پنجشنبه 21 آذر 1398 20:52
- خب من به لاک علاقه دارم . البته از اول نداشتم ولی تازگیها علاقه پیدا کردم ولی برای خیلی سخته زدنش . راستش زدنش سخت نیست . اینکه باید بعدش نیم ساعت بی حرکت یه جا بشینم عذاب آوره اما از وقتی این سری اومدم کانادا یه اتفاقی میفته که مجبورم لاک بزنم . ناخونام به طرز عجیبی میشکنه . یعنی لازم نیست بلند باشه تا بشکنه حتی...
-
۷۸۸ - هفته ای که گذشت
یکشنبه 17 آذر 1398 13:12
- دوستم مریض شده بود . یعنی از آنفولانزا شروع شد ولی به مشکل ریه بدجور خورد و سه شب بیمارستان خوابید و دوشنبه اومد خونه . طبق معمول هممون هم بی کس و کار هست و من دوشنبه از سر کار که اومدم خونه یه کم غذا ذرست کردم و رفتم خونشون . خب تازه از بیمارستان اومده بود و خونه هم خیلی بهم ریخته بود و خودش هم خیلی حالش بد بود ....
-
787 - عصبانی ؟
سهشنبه 12 آذر 1398 20:03
- بعد از نوشته قبلم یه بار دیگه خوندمش و دیدم چقدر عصبانی بودم . بوخودا من خشن نیستم ولی خب دیگه بعضی اوقات قاطی میکنم . - اوضاع رو به راهه و چقدر خوشحالم که خونه مون رو عوض کردیم . تمام پاییز و زمستون و بهار پارسال من توی اون خونه لرزیدم به خودم و تمام این سه تا فصل من یه زیر پوش و یه پولیور و یه سویی شرت یا به قول...
-
۷۸۶ - از خودم لجم میگیره
پنجشنبه 7 آذر 1398 21:48
- یکی از بدترین کارهای دنیا اینه که از کسی درآمدش رو بپرسی . به نظرم این خیلی کار زشتیه ولی بدتر از اون اینه که وقتی کسی ازم میپرسه نمیتونم جواب ندم و جواب میدم و بعد تا مدتها خودمو سرزنش میکنم . اما از اون بدتر هفته پیش بود که بخاطر یه دوست مجبور شدم چند تا آدم بی شعور رو هم دعوت کنم بعد یکی از همون بی شعورها ازم...
-
785 - روزهای زندگی
یکشنبه 3 آذر 1398 19:04
- روزها میان و میرن و راستش وضعیتم با سال گذشته که قابل مقایس نیست که هیچی از یک ماه پیش هم بهتره . - خودم نمیدونم چطور اون روزا رو گذروندم ولی الان خیلی شرایطم بهتره و حس میکنم دارم انرژی میگیرم . الان عصر یکشنبه است و من از دیروز بدون وقفه کار کردم و کلی کار انجام دادم و خیلی حس خوبی دارم . دیروز از صبح اول وقت...