| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
- جز خبر بد از ایران نمیاد و واقعا روحیه ام رو خراب میکنه
- کارهای بیمه و خونه که تموم شد ُ امروز میرم دوز دوم واکسن رو بزنم و فعلا من از شرش راحت بشم اما بچه ها هنوز دوز دوم رو نزدن
- کار بد پیش نمیره ، بعضی روزها خیلی چالش داره بعضی روزها معمولیه
- رژیم رو ول کردم البته دارم رعایت میکنم ولی نخواستم هزینه اش رو بدم به خاطر اینکه ترجیح میدم فعلا این هزینه رو به مشاور بدم ، در حقیقت سلامت روحم رو در اولویت گذاشتم
- دندونپزشکی رفتم و فکر کنم دیگه به این دندونپزشکی نرم . بعد از گذشت دو هفته هنوز دندونی که پر کرده درد میکنه و واقعا اذیتم میکنه
- دیگه باید پاشم راه بیفتم برم برای تزریق واکسن . امیدوارم بزودی خبر واکسن زدن همه توی ایران رو بشنوم البته با واکسن معتبر
- عکس حامد اسماعیلی در تجمع جلوی سازمان ایکائو از جلوی چشمم محو نمیشه . خدا مرگتون بده که چقدر آدم رو داغدار کردین توی این ۴۲ ساله
- خونه ریفاینانس شد ولی از ماه دیگه قسطم کم میشه اما بازم خوبه
- قرارداد بیمه رو فرستادن و چند جاش به نظرم درست نبود و پس فرستادم تا اصلاح بشه یا شایدم بهم توضیح بدن و اوکی باشه ولی اگه انجام بشه ماهی ۱۴۰ دلار هم این به نفعم هست .
- یک رژیم اینترنتی ثبت نام کردم به اسم Noom و دوروزه شروع کردم . فعلا برنامه دو هفته ایش رو گرفتم و راستش نمیدونم چند روز دووم بیارم چون کالری منو روی ۱۲۴۰ تا بسته و خیلی داره بهم سخت میگذره . الان رفتم یه ماشین حساب کالری پیدا کردم دیدم با این کالری باید هفته ای نیم کیلو کم کنم . البته انگیزه خوبیه ولی اگه بتونم دووم بیارم .
- شنبه صبح وقت دندونپزشکی دارم و واقعا برام سخته اما بخاطر بیمه ام یکبار وقت رو عقب انداختم و این بار باید برم .
- کار هم خوب پیش میره .
- یک کم باید پول پس اندازه کنم چون line of credit هم ندارم . این مثل یه وام ضروری هست که فعلا ندارم و نداشتن پس انداز با هم وضع رو ترسناک میکنه .
- خوش باشین
- زندگی ادامه داره
- ظاهرا واکسنها روی آمار کورونا خیلی تاثیر گذاشته و دستور stay at home فعلا لغو شده و قراره استان در ۳ مرحله بازگشایی بشه . بچه هام هم دوز اول که فایزر بوده زدن و خوشبختانه مشکلی نداشتن و گفتن که ممکنه زدن دوز دوم رو جلو بندازن .
- کار طبق معموله
- با یه خانم مشاور آشنا شدم و چند جلسه مشاوره داشتم و خیلی راضی بودم از کارش در مورد خودم . مدتها بود که مشاوری که بتونه اعتمادم رو جلب کنه پیدا نکرده بودم . فعلا دارم باهاش پیش میرم .
- وام خونه رو به قول اینطرف refinance کردم و با یه rate خیلی پایینتر گرفتم و قراره قسطهام ماهی ۴۵۰ دلار کمتر بشه که خیلی رقم زیادیه برای من و خوشحالم
- در حال عوض کردن بیمه خونه و ماشین هستم تا بتونم پرداختی کمتری داشته باشم .
- مستاجرهام رفتن و دو نفر جدید اومدن به نظر نمیاد به خوبی قبلیها باشن ولی منم یاد گرفتم با مردم بسازم .
- اول از همه بابت تاخیرمعذرت میخوام . میدونی اینجا خواننده های زیادی نداره اما کیفیت مهمه نه کمیت و انقدر خواننده های صمیمی و خوبی هستین که من واقعا شرمنده هستم که یه مدت ننوشتم .
- اول تو کانادا گفتن که واکسن آسترازنکا برای زیر ۵۵ سال توصیه نمیشه و به ۵۵ به بالاها زدن . بعد دیدن اوضاع هنوز خرابه و گفتن ۴۰ به بالا بیان و همین رو بزنن . منم ثبت نام کردم و رفتم زدم . میدونستم خطر جانیش با احتمال خیلی خیلی کمی اتفاق میفته و راستش من خیلی جون دوست هم نیستم برای همین زدم ولی چشمتون روز بد نبینه که دو روز حال خیلی خیلی بدی بودم . از درد دست و سر درد و تپش قلب و نفس تنگی و واقعا یه شنبه و یکشنبه ام رفت و نفهمیدم چی شد . حتی دوشنبه اش هم که کار میکردم با حال خوبی نبودم . ولی خب گذشت و حالا منتظر دوز دومش هستیم که ۲ ماه و نیم دیگه میزنن ولی انگار واکسن تو کانادا کشته داده و زدنش متوقف شده.
- کار مثل سابق هست و lock down کماکان ادامه داره و به وضع خفه کننده ای رسیده . هیچی تو مغازه ها نمیشه خرید مگه خوراکی و هر چی بخوای رو باید آنلاین بگیری.
- هوا دوباره سرد شد و حال ما رو گرفت یه نیمچه برفی هم روز اول ادیبهشت اومد ولی الان گرمتر شده باز خدا رو شکر .
- اون دو روز تعطیلم رو که بخاطر حال بد از دست دادم انگار از زندگی عقب افتادم . یکهو روز پنجشنبه همون هفته دیدم لباسهای شسته شده هنوز روی مبل هست در صورتی که همیشه تا آخر روز یکشنبه اونها رو اتو میزنم و جمع میکنم . کارهای اداری و کارهایی که معمولا شنبه ها انجام میدادم مونده بود و خلاصه کم کم برگشتم روی نظم قبلی .
- اوضاع احوال سینوسی ای که هر مهاجری هم داره سر جای خودش ... ولی الان خوبم . مرسی از احوالپرسیهاتون 


- وقتی فکر کردم کار از مرحله سختش گذشته باز دیدم که اشتباه کردم و دوباره سخت شد . راستش از کار ناراحت نیستم . سعی میکنم یه کم زودتر بشینم پای کار و از ساعت نهارم بزنم و دیر از پای کامپیوتر پاشم که جبران وقتهایی که دارم گیج میزنم رو بکنم ولی فشار روحیش داره خیلی اذیتم میکنه .
-فشار روحی از سمتهای دیگه هم هست و کاریش نمیشه کرد.
-این آخر هفته مدارک معافی پسرم رو میفرستم اما تازه فهمیدم که اصلا معافی رو نمیشه از خارج از ایران اقدام کرد و باید کسی از ایران دنبالش باشه . کسی رو هم ندارم این کارو بکنه . فعلا پاسپورت پسرم رو تمدید میکنم تا شاید یه وکیل بگیرم تو ایران که این کارو بکنه . مدراک معافی هم که میگم ظاهرا فقط تایید یه سری چیزها هست که باید از اینجا بگیریم وگرنه اصلش باید از ایران اقدام بشه .
- کاش هیچوقت کانادا نمیومدم