یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

846 -

- جز خبر بد از ایران نمیاد و واقعا روحیه ام رو خراب میکنه 

- کارهای بیمه و خونه که تموم شد ُ امروز میرم دوز دوم واکسن رو بزنم و فعلا من از شرش راحت بشم اما بچه ها هنوز دوز دوم رو نزدن 

- کار بد پیش نمیره ،  بعضی روزها خیلی چالش داره بعضی روزها معمولیه 

- رژیم رو ول کردم البته دارم رعایت میکنم ولی نخواستم هزینه اش رو بدم به خاطر اینکه  ترجیح میدم فعلا این هزینه رو به مشاور بدم ، در حقیقت سلامت روحم رو در اولویت گذاشتم 

- دندونپزشکی رفتم و فکر کنم دیگه به این دندونپزشکی نرم . بعد از گذشت دو هفته هنوز دندونی که پر کرده درد میکنه و واقعا اذیتم میکنه 

- دیگه باید پاشم راه بیفتم برم برای تزریق واکسن . امیدوارم بزودی خبر واکسن زدن همه توی ایران رو بشنوم البته با واکسن معتبر 

- عکس حامد اسماعیلی در تجمع جلوی سازمان ایکائو از جلوی چشمم محو نمیشه . خدا مرگتون بده که چقدر آدم رو داغدار کردین توی این ۴۲ ساله 

۸۴۵ - بیمه و رژیم !

- خونه ریفاینانس شد ولی از ماه دیگه قسطم کم میشه اما بازم خوبه 

- قرارداد بیمه رو فرستادن و چند جاش به نظرم درست نبود و پس فرستادم تا اصلاح بشه یا شایدم بهم توضیح بدن و اوکی باشه ولی اگه انجام بشه ماهی ۱۴۰ دلار هم این به نفعم هست . 

- یک رژیم اینترنتی ثبت نام کردم به اسم Noom ‌و دوروزه شروع کردم . فعلا برنامه دو هفته ایش رو گرفتم و راستش نمیدونم چند روز دووم بیارم چون کالری منو روی ۱۲۴۰ تا بسته و خیلی داره بهم سخت میگذره . الان رفتم یه ماشین حساب کالری پیدا کردم دیدم با این کالری باید هفته ای نیم کیلو کم کنم . البته انگیزه خوبیه ولی اگه بتونم دووم بیارم . 

- شنبه صبح وقت دندونپزشکی دارم و واقعا برام سخته اما بخاطر بیمه ام یکبار وقت رو عقب انداختم و این بار باید برم .

- کار هم خوب پیش میره .

- یک کم باید پول پس اندازه کنم چون line of credit ‌هم ندارم . این مثل یه وام ضروری هست که فعلا ندارم و نداشتن پس انداز با هم وضع رو ترسناک میکنه . 

- خوش باشین 

844 - ...

- زندگی ادامه داره

- ظاهرا واکسنها روی آمار کورونا خیلی تاثیر گذاشته و دستور stay at home ‌فعلا  لغو شده و قراره استان در ۳ مرحله بازگشایی بشه . بچه هام هم دوز اول که فایزر بوده زدن و خوشبختانه مشکلی نداشتن و گفتن که ممکنه زدن دوز دوم رو جلو بندازن .

- کار طبق معموله

- با یه خانم مشاور آشنا شدم و چند جلسه مشاوره داشتم و خیلی راضی بودم از کارش در مورد خودم . مدتها بود که مشاوری که بتونه اعتمادم رو جلب کنه پیدا نکرده بودم . فعلا دارم باهاش پیش میرم .

- وام خونه رو به قول اینطرف refinance ‌کردم و با یه rate ‌خیلی پایینتر گرفتم و قراره قسطهام ماهی ۴۵۰ دلار کمتر بشه که خیلی رقم زیادیه برای من و خوشحالم 

- در حال عوض کردن بیمه خونه و ماشین هستم تا بتونم پرداختی کمتری داشته باشم .

- مستاجرهام رفتن و دو نفر جدید اومدن به نظر نمیاد به خوبی قبلیها باشن ولی منم یاد گرفتم با مردم بسازم .


۸۴۳ - واکسن و بقیه قضایا

- اول از همه بابت تاخیرمعذرت میخوام . میدونی اینجا خواننده های زیادی نداره اما کیفیت مهمه نه کمیت و انقدر خواننده های صمیمی و خوبی هستین که من واقعا شرمنده هستم که یه مدت ننوشتم .

- اول تو کانادا گفتن که واکسن آسترازنکا برای زیر ۵۵ سال توصیه نمیشه و به ۵۵  به بالاها زدن . بعد دیدن اوضاع هنوز خرابه و گفتن ۴۰ به بالا بیان و همین رو بزنن . منم ثبت نام کردم و رفتم زدم . میدونستم خطر جانیش با احتمال خیلی خیلی کمی اتفاق میفته و راستش من خیلی جون دوست هم نیستم برای همین زدم ولی چشمتون روز بد نبینه که دو روز حال خیلی خیلی بدی بودم . از درد دست و سر درد و تپش قلب و نفس تنگی و واقعا یه شنبه و یکشنبه ام رفت و نفهمیدم چی شد . حتی دوشنبه اش هم که کار میکردم با حال خوبی نبودم . ولی خب گذشت و حالا منتظر دوز دومش هستیم که ۲ ماه و نیم دیگه میزنن ولی انگار واکسن تو کانادا کشته داده و زدنش متوقف شده.

- کار مثل سابق هست و lock down ‌کماکان ادامه داره و به وضع خفه کننده ای رسیده . هیچی تو مغازه ها نمیشه خرید مگه خوراکی و هر چی بخوای رو باید آنلاین بگیری.

- هوا دوباره سرد شد و حال ما رو گرفت یه نیمچه برفی هم روز اول ادیبهشت اومد ولی الان گرمتر شده باز خدا رو شکر . 

- اون دو روز تعطیلم رو که بخاطر حال بد از دست دادم انگار از زندگی عقب افتادم . یکهو روز پنجشنبه همون هفته دیدم لباسهای شسته شده هنوز روی مبل هست در صورتی که همیشه تا آخر روز یکشنبه اونها رو اتو میزنم و جمع میکنم . کارهای اداری و کارهایی که معمولا شنبه ها انجام میدادم مونده بود و خلاصه کم کم برگشتم روی نظم قبلی .

- اوضاع احوال سینوسی ای که هر مهاجری هم داره سر جای خودش ... ولی الان خوبم . مرسی از احوالپرسیهاتون 

۸۴۲ - ادامه زندگی

- وقتی فکر کردم کار از مرحله سختش گذشته باز دیدم که اشتباه کردم و دوباره سخت شد . راستش از کار ناراحت نیستم . سعی میکنم یه کم زودتر بشینم پای کار و از ساعت نهارم بزنم و دیر از پای کامپیوتر پاشم که جبران وقتهایی که دارم گیج میزنم رو بکنم ولی فشار روحیش داره خیلی اذیتم میکنه .

-فشار روحی از سمتهای دیگه هم هست و کاریش نمیشه کرد.

-این آخر هفته مدارک معافی پسرم رو میفرستم اما تازه فهمیدم که اصلا معافی رو نمیشه از خارج از ایران اقدام کرد و باید کسی از ایران دنبالش باشه . کسی رو هم ندارم این کارو بکنه . فعلا پاسپورت پسرم رو تمدید میکنم تا شاید یه وکیل بگیرم تو ایران که این کارو بکنه . مدراک معافی هم که میگم ظاهرا فقط تایید یه سری چیزها هست که باید از اینجا بگیریم وگرنه اصلش باید از ایران اقدام بشه . 

- کاش هیچوقت کانادا نمیومدم