نمیدونم کی میخواهیم فرهنگمون رو عوض کنیم ؟ نه اینکه بد باشه ولی تعارف هم حدی داره
تو کانادا یه وکیل داشتیم که کارهای اقامتمون رو پیگیری میکرد . یه خانم کانادایی بسیار با اخلاق و حرفه ای . کارش خیلی وقت تموم شده . توی مدتی که اونجا بودم یکهو به یه مدرکی احتیاج شد که نداشتیم ولی احتمال دادیم اون کپیش رو داشته باشه . بهش ای میل زدیم گفت چون پرونده تون بسته شده ما مدارک رو فرستادیم به شرکتی که اینا رو آرشیو میکنه و اگه بخوایم برامون بیاره که براتون کپی بگیریم باید هزینه بدین ولی مدارک پیوست همون اطلاعات رو داره که من توی کامپیوترم داشتم اگه بدردتون میخوره هزینه ای نمیبره . راست و پوست کنده حرفش رو زد و اطلاعات درست و حسابی داد .
یه دوست هموطنمون رو تو تورنتو دیدیم گفت اگه دارین میرین ایران و جای خالی دارین بهتون بار میدم ببرین و پولشو میدم . گفتم میترسم جنس ممنوعه توش باشه و اینکارو نمیکنم مگر برای آشنا گفت نه جنسها رو من قبلش چک میکنم و مطمئن هست و مدتیه که این هم جزو شغلهای منه که بار همراه مسافر میفرستم . اما من حوصله نکردم و نگرفتم . میدونم که هر چمدون اضافه ای که با خودت بخوای ببری توی هواپیما که شامل 23 کلیو میشه 75 یورو حساب میکنن . بعد فکر کردم یه سری وسایل که پسرم لازم داره دیگه مزاحم کسی نشم و بگم همین برام ببره تورنتو . با خانمش تماس گرفتم و گفتم هزینه چقدر میشه و چیزی نگفت . با خودش تماس گرفتم و گفت سریع تا همین امشب بسته رو برسونین به فلانی و تلفنش رو داد . زنگ زدم بهش گفتم میخوام یه بسته بفرستم هزینه اش چقدر میشه ؟ گفت اگه آقای فلانی نگفتن که منم نمیگم . خلاصه انقدر اصرار کردم تا هزینه اش رو گفت کیلویی 30 دلار !!! من فکر کرده بودم چمدون که کیلویی 3یورو در میاد حالا اگه 5 یورو هم بگیره خوبه و من 5 کیلو بار میدم 25 یورو شاید 30 – 32 دلار نه اینکه کیلویی 30 دلار که جمعش میشه 150 دلار . خوشبختانه درست قبل از گرفتن پیک قیمت رو فهمیدم و گفتم منصرف شدم البته شاید اگه کسی جای من بود روش نمیشد ولی نفرستادم . خب وقتی قراره یه همچین قیمتی باشه از اول نمیتونین بگین ؟
یه دوست دیگه رو باز توی تورنتو دیدم گفت بچه ها نمیخوان برن واندرلند که شهر بازی اونجا هست ؟ گفتم چرا حرفشو میزنن. گفت من میتونم تخفیف بگیرم از طریق شرکت . گفتم دستت درد نکنه . گفت برای چند نفر میخوای ؟ گفتم اینا که 2 تا هستن ولی اگه میشه یکی اضافه تر بگیر . فکر کردم برام یه کوپن میاره که وقتی بریم دم واندرلند باهاش میتونیم بلیط تخفیف دار بگیریم . آخرش هم که خورد به اسباب کشی و غیره نتونستیم بریم و اومدیم ایران . بهم مسیج داد که پول بلیطهایی که بهت دادم توی همون ایران بده به فلانی !!!! من گفتم چرا زودتر نگفتی ؟ من فکر کردم اینا کوپن تخفیف هستن . گفت آره دیگه بلیط اونجا 60 و خورده ای دلاره این 40 و خورده ای بودو تخفیف داشت الان سه تاش شده 130 دلار !!!! خب من اگه میدونستم که اینطوریه یا نمیخریدم یا همونجا پولشو بهش میدادم که این توی این مدت پیچ و تاب نخوره براش . حالا امروز قیمت دلار در بیاد پولشو میدم خب چشمم کور اشتباه کردم ولی نمیشه یه کم صریح تر صحبت کنیم ؟
بی تو جای خالیت انکار میخواهد فقط
زندگی لبخند معنا دار میخواهد فقط
چشمها به اتفاق تازه عادت میکند
سر اگر عاشق شود دیوار میخواهد فقط
بغض وقتی میرسد شاعر نباشی بهتراست
بغض وقتی گریه شد خودکار میخواهد فقط
چشمهای خیسم امشب آبرو داری کنید
مرد جای گریه اش سیگار میخواهد فقط
سیگار میخواهد فقط
حق من بودی ولی حالا به ناحق نیستی
حرف حق هر جور باشد دار میخواهد فقط
نیستی حتی برای لحظه ای یادم کنی
انتظار دیدنت تکرار میخواهد فقط
بغض وقتی میرسد شاعر نباشی بهتر
بغض وقتی گریه شد خودکار میخواهد فقط
آهنگ بغض از گروه اوهام
1- آقای روحانی حرفای خوب زیاد میزنه مثلا تازگیها گفته اگر اقلیتها حقوق مساوی ندارند پس مالیات ندن و سربازی نرن . ولی نمیدونم چرا یادم افتاد که ایشون در برنامه ای که خانم موگورینی رو دعوت کرده بودن یادشون رفته بود مولوی عبدالحمید که خیلی از ایشون دفاع کرده بود رو دعوت کنن .البته بعدا بهم گفتن توی اون مراسم مجلس مدعو ایشون نبودن .
نمیدونم چرا یادم افتاد که وقتی خواستم برم ارز مسافرتی بگیرم گفتن شما که ویزا ندارین و مقیم کشور دیگه هستین پس بهتون ارز تعلق نمیگیره ، وقتی خواستیم از کشور خارج بشیم گفتن باید عوارض خروج از کشور رو بدین چه مقیم کشور دیگه باشین چه نباشین !!!
2- به هر حال رفتیم و برگشتیم و خستگی و خاطرات خوب برامون موند
3- اول مهر و شروع کار بعد از سه هفته ، چه شود ؟ 
1- در دیار غربتم . جایی که احتمالا کمتر از یکسال دیگه باید چمدونم رو بردارم و بیام بمونم . هزار سوال دارم که چرا باید بیام و چرا باید بمونم . نظریه انتخاب رو میدونم و فکر میکنم درسته . الان هم لابد من حق انتخاب دارم . نمیدونم .
2- از اینجا دارم کارهای ایران رو انجام میدم . البته خب نصفه نیمه چون کارهای ما خیلی وابسته به اطلاعات موجود در شبکه و تعامل با بقیه همکارهاست . اما دارم سعیم رو میکنم گرچه همینو هم از سرشون زیاد میدونم .
3- خونه اینترنت نداره اومدم کتابخونه محله . کتابخونه بسته اما وای فایش بدون پس ورد قابل استفاده است . روبروی در کتابخونه یه پریز برق هست که لپ تاپ رو زدم بهش و دارم استفاده میکنم . برق مجانی و اینترنت مجانی ... مملکت من کجای کاره ؟ بچه های نخبه اش رو زد لت و پار کرد ؟ دلم خونه از این اتفاق و اتفاقهای دیگه که همیشه میفته .
4- هر کی هم از هموطنهای عزیز رو میبینم میگه حالا دیگه نرو ایران همینجا بمون ...
عدل الهی حتما هست ولی میشه یکی بهم نشونش بده ؟ بابا من کورم نمیبینم . بهم بگین اوناهاش اونجاست ، چه اشکالی داره ؟
همکارم حساب بلند مدت دربانک پاسارگاد باز کرده . روی قراردادشون نوشته سود 22 درصد . وقتی سود رو واریز کردن دیده کمه . رفته بانک گفتن آخه شده 20 درصد !!! خب مگه قرارداد نداریم ؟ آسمون و ریسمون تحویلش دادن . اومده بیرون حساب دقیق کرده دیده 18 درصده در اصل !!!!
حساب ارزی داشتم رفتم مقداریش رو بگیرم . امروز دلار آمریکا 3800 تومن فروخته میشده ، اونوقت یوروی بی زبون رو 3700 تومن حساب کردن دادن دستم . میگم چرا اینقدر کم ؟ میگن قیمت دولتی حساب میکنیم !!!! میپرسم من الان ریال بیارم شما دولتی حساب میکنین بگذارین تو حساب ارزی ؟ میگه اصلا دیگه ریال قبول نمیکنیم برای حساب ارزی . ارز میگیریم و ارز هم تحویل میدیم . چاره ای ندارم جز اینکه پول رو بگیرم .
راست گفتن دزدها توی ایران بانک نمیزنن ، بانک تاسیس میکنن