| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
- یه کارهای ساده ای هست که وقتی آدم انجام بده بعدا خیلی راحتتره ولی نمیدونم چرا همیشه یادم نمیمونه اینا رو .
- یکی از سخت ترین کارهای من تو شرکت پر کردن تایم شیت صبح روز جمعه است که باید انجام بشه .
اگه توی طول هفته پر کرده باشه آب خوردنه و سابمیت میکنم ولی معمولا فکر میکنم یادم می مونه و وقتی میرسیم صبح جمعه عین حمار در گل گیر میکنم توش . آخه خیلی هم ساده نیست مثلا توی پروژه ای که کار میکنم ۲۶ تا کار مختلف وجود داره با کدهای مختلف بعد مثلا سه روز دارم روی یه موضوع کار میکنم که مثلا به دوتا کد مربوط میشه باز اینم پیچیده نیست ولی وسطش از یه گروه دیگه یه نفر سه بار زنگ زده و در مورد یه چیز دیگه ازم سوال پرسیده یا ییهو منو انداختن وسط یه جلسه که در یه موردی هماهنگی کنیم و این چیزهاست که بعدا یادم میره .
- دیروز رفته بودم شرکت و یکی دیگه از کارهای مهمی که داشتم صحبت با رئیسم در مورد عوض شدن عنوان شغلیم بود ، اینکه به امور مالی نامه بدم و بگم که هنوز هزینه کلاسم رو پرداخت نکردن و از اینجور کارهای اداری .
- هوا ناجوانمردانه سرده .
- بلیط یه تاتر عجیب رو گرفتم به اسم Jury . جالبیش اینه که تاتر خالی نیست . تماشاگرها باید به عنوان هیات ژوری عمل کنن و تشخیص بدن طرف گناهکاره یا بیگناه . حداقل توضیح تاتر که اینطوری بود وقتی رفتم توضیح کاملتر میدم .
- خوابهای خوبی نمیبینم . معمولا یه اتفاق ساده توش میفته ولی به بدترین وضع پیچیده میشه . نمیدونم چرا . دیشب خواب دیدم رفتم یه شهر دیگه بعد اومدم برگردم دیدم بزرگراه رو بستن و نمیتونم بیام . رفتم سوار کشتی بشم گفتن امروز کشتی حرکت نمیکنه کلی غر زدم و هی این طرف و اون طرف میدویدم که دیدم بزرگراه رو باز کردن . رفتم ماشین بردارم بهم گفتن کشتی یه سرویس اضافه گذاشته تا برسم به کشتی گفتن پر شد و دیگه جا نداره وقتی برگشتم سمت ماشین گفتن دوباره بزرگراه رو بستن . یعنی یه وضعیت کثافتی بود فقط داشتم میدویدم این طرف و اون طرف . تا جایی که یادمه خیلی وقتا خوابهام همینطوره . یه اتفاق ساده توش میفته و بعد پیچیده میشه . نمیدونم چی پس ذهنمه . شایدم میدونم . دیشب حال خیلی بدی داشتم تو خواب .
زندگی پیچیدگی خودش داره
بله
مارال جان برا تایم شیت
من صفحه تایم شیتم رو همیشه باز دارم و سعی میکنم همون لحظه که تسک تموم شد پرش کنم اگه نشه که بیشتر مواقع هم نمیشه رو یه کاغذ مینویسم چند ساعت شد قبل شات دان کردن سبستم وارد میکنم چون نهایت دو سه دقیقه طول میکشه و دبگه اینو روتین کردم و یه دغدغه بزرگ از،ذهنم برداشته شده
خیلی کار خوبی میکنی .منم باید یاد بگیرم
مارال جان!پزشک خواب زهرا پارسا پور میگه وقتی در خواب باشی و اکسیژن به مغزت نرسد در اثر آپنه،کابوس می بینی و همون کابوس که بیدارت می کنه ناگهان به بدن اکسیژن می رسد و نجات می یابی.خانم دکتر پارسا پور کلینیک خواب داره و شب تا به صبح به مانیتور وصل هستی و نوار مغز ازت گرفته میشه .من قراره برم پیشش.نگران نباش به ثول فریال موضوعش به جسم مربوطه نه به روان.
مرسی از توضیحت ولی کم کم دارم فکر میکنم برم کلینیک خواب . بابد دکترم ارجاع بده ببینم موضوع چیه یا شاید ساعت هوشمند بگیرم نمیدونم
تیروئیدت چک کن، موثر هست در خواب های پر تحرک
اصلا به فکرم نرسیده بود . مرسی