یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

24 اکتبر 2025

- یکشنبه قبل صبح زود با  دوستم کیانا رفتیم جیم و با هم ورزش کردیم .بعد رفتیم یه قهوه بخوریم و گفت که با همسرش دارن صحبت میکنن که از هم جدا بشن . همسر این دوستم رو خیلی قبول دارم ، من تا حالا رفتار بدی هم ازش نه شنیدم نه دیدم و جزو با وجود ترین همسرها در بین همسرهای دوستام هست و  چون هر دوشون رو دوست دارم خیلی دلم گرفت . یه کم با هم صحبت کردیم و به نظرم اومد قصدشون جدیه . به کیانا گفتم راستش به نظرم کار درستی نمیاد و مشکلتون خیلی جدی نیست ولی تو هر تصمیمی که بگیری من صد در صد پشتت هستم و هر کمکی خواستی رو من حساب کن  . چیز دیگه ای به فکرم نرسید که بگم . گرچه توی هفته باز فکر کردم و گفتم بدون صحبت با یه مشاور این تصمیم رو نگیرین شاید بشه بعضی از مشکلاتتون رو حل کنین . کیانا قول داد با مشاور صحبت کنه .

- از پهلوی کیانا رفتم سر زدم به ماریا که دو هفته دیگه امتحان رجیستری داره و ماشین حساب ساده لازم داشت چون فقط ماشین حساب ساده اجازه میدن سر جلسه ببریم . خلاصه ماشین حساب رو براش بردم و یه کم حرف زدیم و سریع اومدم که مزاحم درس خوندنش نشم .

- برای ویکند کلی بچه مچه !!! دعوت کردم . بچه که میگم بین ۲۰ تا ۳۰ ساله !!! بچه های دوستام ، دوست پسر دخترم ، جویس که مدتی با پسرم دیت میکرد و ما خیلی دوستش داریم . دختر و پسر دوستم همراه با دوست دختر و دوست پسرشون و اینا . کلی مهمونی بدهکارم و کم کم باید بدهی هام رو بدم . 

- دو روز اول هفته به کلاس گذشت برای گرفتن مدرک Heslth and Safety و سرویس شدم چون دو روز تمام باید با دوربین روشن جلوی کامپیوتر مینشستیم و من کمر درد گرفتم انقدر نشستم ولی خوشبختانه تموم شد .

- انقدر تلفن و ایمیل زدم به ارگان معماری استانمون که فقط جواب دادن تمام مدارکت کامله و ما پروسه رو شروع کردیم . خب زودتر بگین !!!!

- داره سه ماه میشه که مستاجرم کرایه نداده و کلافه ام از دستش . بالاخره میده ولی بازم اذیت میشم .

- ماشین رو هم گرفتم و خیلی خوبه اما به شدت برای پرداخت هزینه اش نگرانم . به محض اینکه مُهرم رو بگیرم دنبال کار میگردم که شاید بتونم هزینه هاش رو در بیارم .

- وسط هفته با دوتا همکارم رفتیم نهار بیرون . ویکی که چینی هست و سیزا که اهل پاکستانه . خیلی لجشون در اومده بود از یه همکار دیگه که دیر میاد و کاری هم انجام نمیده و عزیز هم هست . ازشون پرسیدم مگه نسبتی با مدیر داره ؟ گفت نه ولی مورد علاقه اشه و ویکی اضافه کرد Like other whites! خیلی ناراحت شدم وقتی شنیدم . گفتم من این مورد رو نمیدونم ولی توی شرکت قبلی که دوتا پارتنر ایرانی داشتیم هم فقط وایتها میتونستن هر کاری دلشون میخواد بکنن و تو سر همه ما میزدن! ناراحت کننده است ولی متاسفانه اینطوریه . شاید هم دلیل اصلیش این باشه که وایت ها زبانشون بهتره و به حقوق خودشون واقفن و اگه باهاشون رفتار بد بشه شرکت رو به خاک سیاه میکشونن . 

- دخترم کماکان خورد و خاکشیر میرسه خونه و من با اینکه دلم براش میسوزه فکر میکنم لازمه این دوره رو بگذرونه .

- داشتن دوتا ماشین تو خونه کمک به اونم هست که وقتی یکی خونه نیست اون یکی بره دنبالش . تقریبا همیشه بعد کار میریم دنبالش . بیشتر پسرم چون واقعا نگرانشه و همیشه حس مسولیت میکنه در مقابل خواهرش .

خوب باشین 

نظرات 5 + ارسال نظر

سلام
برام آموزنده بود اینکه به دوست‌تون درباره طلاق چی گفتین. من اینجور وقت‌ها نمی‌دونم چی بگم که هم دخالت زیادی نباشه، هم قضاوت نباشه، هم بدونه بالاخره بتونم کمکش می‌کنم.

آره درسته به زور که نمیتونم بگم حق نداری جدا بشی . در هر صورت هم من باید پشتش باشم .

رضوان یکشنبه 4 آبان 1404 ساعت 06:36 https://nachagh.blogsky.com/

چقدر خوشحال شدم که برادر در قبال خواهر خود احساس وظیفه می کنه .ماش الله به تربیتت.ماشین نو مبارک.مستاجرت چرا کرایه نمیده؟وا ا ا !

مرسی رضوان جان . واقعا نمیدونم چرا اینقدر خودشو مسول خواهرش میدونه ما هیچوقت اینو ازش نخواستیم .
مستاجرنمیگه که نمیده . هی امروز و فردا میکنه

rahgozar شنبه 3 آبان 1404 ساعت 15:11

اتفاقا وایتها دنبال حق و حقوقشون نیستند. معمولا هم بیشترین مشکلات از نظر باهم نساختن،شاکی‌ شدن و مشکلات درست کردن...مال مهاجر‌ها هست، اما موافقم که کاملا عزیز هستند

نمیدونم چرا اینقدر عزیزن . معمولا خیلی هم اگرسیو هستن . شاید به همین خاطر ازشون میترسن .

اعظم 46 شنبه 3 آبان 1404 ساعت 11:00

سلام ماشین نو مبارک باشه
مهمونی هم خوش بگذره چیز ی که برام جالبه دوست دختر قبلی پسرت را دعوت می کنی
تبعیض در محیط کار واقعا ناراحت کننده ست اونم جایی که مدام دم از حقوق بشر می زنند

از احساس مسئولیت پسرت نسبت به دخترت خوشم آمد
موفق باشید

مرسی از تبریک
جویس دختر خیلی خوبیه و هممون دوستش داریم
تبعیض خیلی بده و انگار همه جا هست

ربولی حسن کور جمعه 2 آبان 1404 ساعت 21:26 http://Rezasr2.blogsky.com

سلام
ماشین نو مبارک
خیلی خوبه که اونجا میتونن با دوست دختر/پسر قبلیشون هم روابط دوستانه داشته باشن. اینجا عملا تبدیل به دشمن میشن.

مرسی از تبریک
فکر کنم همه مدلی همه جا وجود داره . این دختر رو هم هممون خیلی دوست داشتیم و روابط رو باهاش نگه داشتیم .

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.