یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

یادداشتهای من

دفترچه یادداشت یه خانم متولد اوایل دهه 50

26 جولای 2025

دفعه پیش از تایپ کردن خسته شده بودم ! شرمنده 

خلاصه این آقا که اسمش هم پرویز هست دلیل معقولی داشت برای اینکه آن مچ کرد ولی به نظر من دلیل اونقدر مهم نیست وقتی از کسی سوال میکنیم و من من میکنه و طولش میده و میپیچونه یعنی داره دروغ میبافه و وقتی کسی سریع و محکم جواب میده یعنی راست میگه و در مورد ایشون همین دومی بود و سریع و بدون معطلی جواب داد . 
اون شب بالای یک ساعت با هم حرف زدیم و مکالمه خوبی داشتیم . بعد حرفش رو پیش کشید که همدیگه رو چطور ببینیم و دیدیم که شنبه برنامه هامون به هم میخوره . حالا اون شب سه شنبه است .
چهارشنبه صبح رفتم سر کار و بعد دیدم پیغام داده که عصر میتونیم همدیگه رو ببنیم ؟ منم چند شب بود خوب نخوابیده بودم و داغون بودم ولی دوست ندارم بهانه بیارم و کسی رو سر بدونم گفتم باشه بعد کار میتونم و خودش گفت که میاد نزدیک  شرکت ما در صورتی که راهش دور بود و منطقی بود که وسط راه قرار بذاریم ولی شرایط من جوری بود که از خدا خواسته قبول کردم . حالا لباسم مال سر کار بود و یه مختصری لوازم آرایش داشتم خودمو رو مرتب کردم و رفتم . از خودش بگم که ظاهرش خیلی خوب بود و حتی از عکسهاش هم بهتربود . خیلی مرتب و تمیز و آراسته اومده بود . واقعا از طرز لباس پوشیدنش کیف کردم نه مثل اون آقای پاکستانی با کت و شلوار و پوشت ! اومده بود نه مثل اون یکی با تی شرت شل و کهنه و شلوار جین قراضه . نشستیم به حرف زدن و قشنگ کلیک کردیم . اصلا دنبال حرف نبودیم و بدون مکث حرف میزدیم . شاید یک ساعت بیشتر نشستیم و خودش گفت من از خونه میام و اوکی هستم ولی شما از سر کار میاین و اگه خسته هستین من متوجه میشم و منم که واقعا خسته بودم گفتم بله میدونم که شما خیلی رانندگی کردی ولی منم باید برم خونه و خداحافظی کردیم . 
آهان یادم رفت بگم که دکترا داره و استاد دانشگاه هست . اهل کرمانشاهه و یه ته لهجه کرمانشاهی داره. وقتی من بچه بودم یک همسایه کرمانشاهی داشتیم که خانمه به اندازه دنیا به من محبت کرده و من هر کجا لهجه کرمانشاهی میشنونم ناخودآگاه یه حس خوب و اطمینان میگیرم .

رسیدم خونه و من یه تکست دادم و بابت پذیرایی و راه زیادی که اومده بود ازش تشکر کردم و گفتم امیدوارم بازم ببینمت . اونهم که کلی راه داشت برسه دیرتر جواب داد و عذرخواهی کرد که دیر جواب داده ! چون تازه رسیده بود و گفت قرار میگذاریم همدیگه رو ببینیم . 
پنجشنبه رفتم شعبه دور شرکت و قرار بود عصرش صحبت کنیم . عصر که سوار ماشین شدم بهش زنگ زدم که توی راه حرف بزنیم . گفت یادته بهت گفتم که من اومدم پروفایل اپلیکیشنم رو حذف کنم که توجهم بهت جلب شد ؟ گفتم آره . گفت حالا میخوام بگم که چرا اصلا میخواستم اپلیکیشن رو حذف کنم . راستش مدتی هست برای یه شغل خیلی خوب دولتی در اتاوا اپلای کردم و مراحل زیادیش انجام شده و به احتمال قوی بزودی میرم اتاوا!!!! گفت خب حالا اگه کسی دیگه بود جای تو شاید با من میومد ولی انگار تو زندگیت و کارت توی تورنتو هست . گفتم شاید بتونم اتاوا کار پیدا کنم ولی بچه هام رو نمیتونم ول کنم . گفت آره خب چون نمیتونی بیای من پیشنهاد میدم ارتباط رو قطع کنیم تا وقتی شرایط من مشخص بشه و اگه احیانا و به احتمال خیلی کم من موندنی شدم تورنتو باهات تماس میگیرم اگه تو هم مجرد بودی میتونیم از همینجا شروع کنیم . اگر هم نشد که خیلی متاسفم . جا خورده بودم ولی گفتم آره منطقی میگی و امیدوارم بهترین برات پیش بیاد و تمام !!! 
یه مقدار کارش غیر منطقی بود که وقتی بلا تکلیفه چرا شروع کرد ولی خب اتفاقی هم نیفتاده بود و تموم شد به همین سادگی .

مدتهای زیادی میخواستم وزن کم کنم . حدود 10 کیلو اما زندگی من خیلی شلوغه و مسولیتهای زیادی دارم و هیچکس هم کمکم نمیکنه بنابراین دیدم نمیتونم . دیگه رفتم پیش دکترم و ازش مونجارو خواستم . اون گفت مونجارو خیلی گرونه ولی یه داروی خوراکی برای این کار اومده که اولین دارو هست که تایید FDA رو داره و ارزونتر هم تموم میشه . بعد از مدتی بالا و پایین کردن اونو گرفتم و الان 3 روزه میخورم و اشتهام خیلی خیلی کم شده و احساس خوبی دارم فقط مشکلم اینه که همش تشنه هستم و یا دارم آب میخورم یا دارم میرم دستشویی !  وقتی یک هفته گذشت حتما خودم رو وزن میکنم حتی اگه 1 کیلو هم کم شده باشه (مونجارو بیشتر کم میکنه ) بازم ادامه میدم . 

خوش باشین
نظرات 9 + ارسال نظر
مریم پنج‌شنبه 9 مرداد 1404 ساعت 02:17

مارال جان
اجازه میدین یه راهنمایی کوچیک کنم؟ وقتی از دیت اول برمی گردین، لازم نیست تکست بزنین و روز بعد تلفن کنین. شما در پایان دیت حتما از پذیرایی او به صورت زبانی تشکر کردین. پس نیازی به تشکر دوباره نیست. اولین تلفن بعد از دیت رو بهتره شما انجام ندین و بذارین آقا انجام بده. اینطوری می فهمید که آیا برای او هم کلیک خورده یا خیر. البته اینا که نوشتم پیشنهاده، شما خانم فهمیده و دنیادیده ای هستین. صاحب اختیارید که پیشنهادها رو انجام بدین یا رد کنین. منتظر خبرهای خوش شما هستم

مرسی

مونا دوشنبه 6 مرداد 1404 ساعت 00:22

مارال جان به نظر من پرویز کاملا به موقع بهت موضوع رفتنش رو گفت. خب یه قرار باهات گذاشته که همو ببینید و بدونید اصلا به قول خود کلیک می کنید یا نه. و توی همون قرار متوجه شده که آیا سبک زندگی تو طوری هست که بتونی باهاش بری یا نه. و بعد که دیده اینطور نیست، بدون معطل کردنت جریان رو گفته. به این میگن یه رفتار بالغانه.
خب درسته که نشد، ولی به نظرم یه انرژی دهنده بود برای اینکه نا امید نشی و ادامه بدی.

منم اولش جا خوردم ولی بعد دیدم حداقل توی سن ما برخوردش منطقی بوده . خودش هم انقدر محترم و منطقی بود که در کل همه چیز به قول تو بالغانه بود . مرسی

ترانه یکشنبه 5 مرداد 1404 ساعت 18:50

ببخشید که لحنم ناراحتت کرد.

خواهش میکنم . میدونم که منظوری نداشتی

ترانه یکشنبه 5 مرداد 1404 ساعت 14:09

مارال جان تو بخاطر پرویز که حتی هنوز ندیده بودیش، خستگی خودت رو در نظر نگرفتی ،‌اینکه به خواسته خودت اولویت بدی و بگی آمادگی دیدنش رو نداری، اسمش بهانه آوردن و سردوندن طرف مقابل نیست.پرویز حتی قبل از دیدنت بهت نگفت که توی تورنتو موندنی نیست، در مورد علت حذف اپلیکیشنش هم رو راست نبود،‌اونوقت تو حاضری که اگر موندنی شد و مجرد بودی دوباره ببینیش !بعنوان کسی که تجربه زیادی توی آنلاین دیتنگ داره بهت توصیه میکنم که خودت ،راحتیت و خواسته هات رو در اولویت قرار بدی.‌بخاطر هیچکس خودت رو به آب و آتیش نزن، از استراحتت مایه نگذار،بگذار دیگران برای دیدن تو برنامه شون رو تنظیم کنن، اگر شنبه برات راحتتره روش بمون، نشون بدهدکه برای برنامه هات و زمانت ارزش قایلی

ترانه جان این شخصیت منه که دیگران رو در اولویت قرار میدم ربطی به دیت نداره و همیشه همینطوره متاسفانه . پرویز من رو آن مچ کرد که من ناراحت شدم و گفتم چرا آن مچ کردی و دروغ نگفت و گفت من اصلا اپلیکیشن رو حذف کردم و فرداش با عذرخواهی دلیلش رو گفت . بله اگه تورنتو موندنی باشه میبینمش . در مورد علی هم دارم فکر میکنم . احتمالا همه ایراد منه .
احتمالا بخاطر شغلی که داری با مبحث تحلیل رفتار متقابل در روانشناسی آشنا هستی . نمیدونم به چه دلیل - اینکه یه رابطه موفق داری یا اینکه شاید از من بزرگتری - کامنتها با لحن والد به کودک نوشته میشه و این چیزیه که داره آزار دهنده میشه . من با بچه هام هم با این لحن صحبت نمیکنم . گرچه میدونم که نیت بدی پشتش نیست ولی اون لحن واقعا ناراحت کننده است .

اعظم46 یکشنبه 5 مرداد 1404 ساعت 10:56

پرویز ظاهراً کیس خوبی بود وخدا رو شکر زود شرایطش رو گفت تا بیشتر از این دلبسته نشی
اینم شد یه تجربه که اول کار از برنامه هاشون بپرسید
امیدوارم کیس بعدی مورد بهتری باشه

آره خودمم تعجب کرده بودم که چقدر خوبه
ممنون

ویرگول یکشنبه 5 مرداد 1404 ساعت 04:20 http://Haroz.blogsky.com

من یکم گیج شدم راستش
اگر می دونستند که شرایطش رو ندارند چرا قرار بیرون گذاشتند؟
نمی دونم چی بگم واقعا
در مورد علی هم واقعا شرایط سختی بوده و حق داشتی با پیام دوباره اش اینطوری بهم بریزی.
در هر صورت امیدوارم بهترین ها برات رقم بخوره
میشه اسم قرصت رو بگی؟ من به شدت از امپول می ترسم و مثل خودت گیر این ۱۰ کیلو کاهش وزن افتادم که داره من رو می خوره

زری.. شنبه 4 مرداد 1404 ساعت 10:19

چی بگم والله… به هر حال به زور که نمیشه کسی را متقاعد کرد به ادامه دادن
در مورد کاهش وزن‌و … کار خوبی میکنی کاری را انجام میدهی که ذهنت خیلی وقته درگیرش هست

مرسی زری جان آره واقعا ذهنم درگیرش بود و کلافه بودم

سهیلا شنبه 4 مرداد 1404 ساعت 09:47

سلام دوست عزیز
واقعا چرا وقتی مطمئن نیستند شروع می کنند؟ فکر نمی کنند ممکنه به طرف مقابل لطمه بزنند؟

البته زود گفت ولی برای منم عجیب بود که چرا شروع کرد و هول هول اومد همدیگه رو دیدیم و بعد ...

مونا شنبه 4 مرداد 1404 ساعت 03:26

مارال جان حیف شد که... منتظر بودم یا با علی دوباره ارتباطت رو شروع کنی یا بگی با این آقای پرویز مچ شدی. ولی خب جنبه خوبش اینه که می بینی آدم حسابی هم هنوز پیدا میشه، بعد از اونهمه مورد فیک و ناجور. باز امید بخشه.
در مورد قرص لاغری، نمیخوام ناامیدت کنم ولی همسر من یک سری آمپول استفاده می کنه که خیلی هم گرونه. اوایل خیلی خوب وزن کم کرد و اشتهاش کنترل شد، ولی الان بعد از حدود یک سال و نیم، تاثیری روی اشتها یا وزنش نداره و دکتر هم میگه نباید یه دفعه قطع کنی. یعنی الان فقط ضررش هست به اضافه هزینه. یه کم بیشتر تحقیق کن از کسانی که مدت زیادیه مصرف می کنند. ده کیلو هم خیلی زیاد نیست و تو خودت انقدر با اراده هستی که میتونی با رژیم و ورزش کنترلش کنی.

ممنون از نظرت آره نشد ولی اشکال نداره یا میشه یا نمیشه
برام عجیبه که هنوز همسرت باید آمپول رو استفاده کنه . آخه معمولا آدمها یه مدت که غذا کم بخوردن معده شون جمع میشه و دیگه میل به غذا ندارن . راستش ظاهرا ده کیلو زیاد نیست ولی مدت زیادیه میخوام اینو کم کنم و نتونستم .

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.